يکی از ترسهای بزرگ خيلی از ما، بر باد رفتن اعتبارمان است. اگر اعتبار ما واقعی باشد، با وبلاگ از دست نمیرود، و اگر کاذب باشد، وبلاگ کمکی به حفظ آن نخواهد کرد.
البته اينجا محل بحث است. اگر مطلبی خارج از عرف بنويسيم، بايد انتظار چالش بعدش را هم داشته باشيم. حال میخواهد عرف سياسی، عرف اخلاقی و يا عرف اجتماعی باشد.
گاهی برای فرار از چالش است که سراغ بعضی مسائل نمیرويم! مگر سرمان بيخودی درد میکند برای دعوا؟ اما اگر خودمان را موجودی نشان داده باشيم که مسائل مختلف در اين حوزهها برايمان اهميت دارد ، کنار کشيدنمان اندکی محل سوال است.
وقتی روزنامهنگاری وبلاگ مینويسد، يعنی دغدغه دارد. هر چند اين دغدغه به صفر ميل کند. احتمالا بعضی از ما چون به غلط يا درست فکر کردهايم که میتوانيم محصولی نو عرضه کنيم "اينکاره" شدهايم. با همين تعريف هم به اين بازار وبلاگي پای نهادهايم. حالا چه بخواهيم خودمان را توجيه کنيم يا نه، وقتی نام خودمان را بالای مطلب يا زير آن درج میکنيم، حتی نام مستعارمان را، در خواننده انتظاری بوجود میآيد، و همين انتظار است که قلقلکمان میکند که مطلب امروزمان از ديروزی و پس پريروزي، با حفظ شخصيت قلمیمان، فرق داشته باشد. اينکه میگويم شخصيت، ربطی به ادب و يا ملاحظات ادبی ندارد، مربوط به درون مايه حرفهای هر کدام از ماست.
ادامه دارد