یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Saturday, January 07, 2006
آیا از ایرانی بودن خودم شادمانم؟-۵

در طول دو سال و نیم گذشته بارها به این موضوع فکر کرده‌ام. آیا ما حق داریم ملیت خودمان را انتخاب کنیم؟ آیا حق داریم دین و مذهبی که دوست داریم را اختیار کنیم؟ آیا باید تا ابد تابع عرف و سنتی بمانیم که شاید خلاف عقل باشد؟

راستش شاید گفتن اینکه بله می‌توانیم یا خیر نمی‌توانیم با یک کلام ساده چیزی را برایم حل نکند.

. در اینجا آدم‌های بی‌دینی را دیده‌ام که صفات اخلاقی‌شان بارها بهتر از متدینین با سابقه بوده. رفتار انسان‌دوستانه‌شان می‌تواند الگو باشد...دوستانی دارم که تصمیم گرفته‌اند برای اینکه زندگی راحت‌تری داشته باشند، بدون اینکه بخواهند منکر میراث ملی‌شان باشند، کانادایی شده‌اند. ولی مگر انسانی که از میراث ملی‌اش بیزار است حق ندارد نظرش را بگوید؟ حق ندارد انکارش کند؟

من ایرانیان اندک‌شماری را می‌شناسم که از ایرانی‌ها فاصله گرفته اند. از بس از پشت خنجر خورده‌اند. این یک واقعیت تلخ است، ولی فراگیر نیست. هموطنانی داشته ایم که برای منافع بیشتر کارهای ناپسندی کرده اند. آنوقت آنکه ضربه خورده در محیط کار منکر ملیت واقعی خودش شده است.

من ایرانیانی را می‌شناسم که در اینجا مذهب دیگری اختیار کرده‌اند. با مطالعه دین خود را انتخاب کرده‌اند نه کورکورانه. و جالب آنکه بعضی از ایشان در اعتقادشان به معبود دست همه ما را از پشت می‌بندند. ما در ایران اصلا حق نداریم در مورد این مساله حرف بزنیم! طرف اینجا آمده و تصمیم گرفته گرایش جنسی واقعی خودش را داشته باشد، و تظاهر بیجا هم نکند که حال آدم را به هم بزند. تا مدت‌ها با خودم کلنجار رفته‌ام که آیا با دید مذهبی ام می توانم با این افراد کنار بیایم یا نه؟ در این لحظه معتقدم که در موردشان زود قضاوت کرده ام.

اشتباه نکنید، ژست روشنفکری نگرفته‌ام. اندکی بیشتر از گذشته تامل کرده ام، همین.

ادامه دارد