آیا از ایرانی بودن خودم شادمانم؟-۶یکی از چیزهایی که در طول مدت اقامت در کانادا برایم اهمیت پیدا کرده، حق انتخاب آزادانهتر است. کانادا کشوری تازه تاسیس است. هنوز جزئی از ممالک مشترک المنافع است. در بسیاری از مسائل سیاسی و حکومتی شبیه انگلستان است و در بسیاری از امور اقتصادی میتوان تمایل آنرا به آمریکایی شدن دید(البته این نظر شخصی من است). با این حال در این کشور جدید که در صد زیادی از ساکنان آن مهاجرند، میتوان میراث فرهنگی کاناداییهای تازه را به چشم دید. وارد "ایتالیای کوچک" که میشوی، یا به محدوده چینیها در "سپاداینا" که میروی، محله یونانیها در "دنفورت" و...همه و همه نشانهها و پیشینههای خود را با افتخار به تو نشان میدهند.
ما هنوز محله ایرانیها نداریم! نه در اینجا، نه در جای دیگر! اینکه در منطقهای از خیابان یانگ تعداد مغازههای با تابلوی ایرانی زیاد باشد را نمیتوان نشان ایرانی بودن آن منطقه دانست. به عبارتی لازم است و کافی نیست!
همیشه برایم سوال بوده که با وجود تمکن مالی مهاجران ایرانی، و سرمایهگذاری بسیار زیاد ایشان در آمرکای شمالی، چرا مناطقی نسبتا "ایرانی" نداشته ایم؟ از این سوال نمی توانم به راحتی گذر کنم. همین مساله باعث میشود که به عنوان مثال اقلیت ایرانی در کانادا نماینده پارلمان نداشته باشد، در شورای شهر تورنتو کسی را نداشته باشیم و ...
راستش انگار از هویت خودمان گاهی فرار می کنیم. دلمان برای ایران تنگ میشود ولی زود سر وته قضیه را هم می آوریم.
من نه جامعه شناسم، نه مردم شناس. نمیتوانم با نگاه علمی به مساله نگاه کنم و تمام چیزهایی که مینویسم فرضهای شخصی است. با این حال، به همان یافتههای اندک هم بیتفاوت نیستم.
ایرانی بودن تنها رفتن به چلوکبابی "زعفران" یا "تمپس" نیست. تنها چیدن سفره هفتسین نیست.
ایرانی بودن چیست؟
ادامه دارد