آیا از ایرانی بودن خودم شادمانم؟-۹نگاه انتقادی من به زادگاهم شاید از اول با من همراه بوده است. منتهی کسانی که فرق نگاه انتقادی با نگاه تنفر آمیز را نمیدانند حتما دچار سو تفاهم خواهند شد.
من از بیصفا شدن بیش از حد تهران بدم میآید. از تنبلی بیش از حد شیرازی جماعت به خاطر صفای افراطی دلگیرم! این دو مثال ساده بود. ولی شیراز را دوست دارم و تهران را. من از تعارف زیاد شیرازیها فراریام، چون صداقت را از بین میبرد. آیا این بدان معناست که از شیرازیها بیزارم؟ از بوی تریاک ساعت ۱۲ و نیم به بعد خیابانهای کرمان متنفرم، ولی آیا این نشان می دهد که کرمانیها را دوست ندارم؟...
من یک شهروند عادی بودهام که کمی نیمه خالی لیوان را هم نگاه کرده است. نکات منفی و مثبت فراوانی را میتوان در باره ایران و ایرانی برشمرد، ولی ترجیح میدهم منفیها را بزرگ کنم. چرا؟ شاید بهتر دیده شوند. همین!
من در ده زندگی کردهام، در شهر زیستهام و حتی سلول زندان هم وطنم بوده است. نخندید، ولی آرامشی که در بند ۲۰۹ داشتم را هیچ گاه فراموش نخواهم کرد. روزی که بیرون میآمدم به شوخی به مامور همراهم گفتم میشود اجازه بدهید سالی ۱۰ روز اینجا بمانم؟ طرف داشت شاخ در میآورد. باور کنید شوخی نمیکنم. شاید خالصترین نمازهای عمرم را آنجا خوانده باشم. نه به یاد بدهکاریهایم بودم نه کارهای عقب افتاده و نه چیز دیگری. آنجا هم وطن من بود. همان ایران...البته سال های بعد وضعیت عوض شد و فهمیدم به آنجا مرا نخواهند برد...
حس میکنم وطن من جایی است که به آن تعلق خاطر داشته باشم. شاید روزی "جهانوطن" شوم، شاید روزی ملیت خودم را شخصا انتخاب کنم، شاید...آینده را کسی ندیده، ولی الان دوست دارم ایرانی بودن خودم را کسب کنم. ایرانی بودن ارثی برایم ارزشی ندارد. شاید داشت، و شاید باید قدرش را بیشتر میدانستم، ولی مثل عقیده میماند. عقیدهای که در بارهاش نیاندیشیدهای به درد لای جرز میخورد. عقیدهای که به تو تحمیل شده باشد بلای جان تو نسلهای بعدی است. همیشه ناراحت بودهام از لحظات تلخی که پدرم به زور برای نماز صبح بیدارم میکرد...همیشه لذت بردهام از لحظاتی که به طور اختیاری برای انجام فریضه برخاستهام. اولی تحمیلی و قراردادی بود، دومی داوطلبانه.
هنوز نمیدانم برای ایرانی بودن باید چه کنم. فقط تصوراتم را با خودم و شما در میان گذاشتهام، ولی حس میکنم دارم ایرانی بودنی خودخواسته را تجربه میکنم...مطمئن نیستم، شک دارم، ولی دوست دارم "آدم" ایرانی باشم، نه "ایرانی" ضد آدمی.
ادامه دارد