یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Wednesday, January 11, 2006
آیا از ایرانی بودن خود شادمانم؟-۱۰

نمی​خواهم تنها بر پايه استدلال کتاب "جامعه​شناسی نخبه کشی" حرف بزنم، يا اينکه بگويم ما ايرانی​ها متخصص "سهراب کشی" هستيم، ولی نکته جذابی که در مورد ساختار اجتماعی خودمان ديده​ام اين است که ظاهرا می​خواهيم باعث ترقی يکديگر شويم، ولی اگر دستمان هم برسد، قبر يکديگر را هم خواهيم کند. معروف است که ما ايرانی ها نمی​توانيم کسی را بالاتر از خود ببينيم مگر بر چوبه دار.
علتش چيست؟ من نمی​دانم.

در درون خانه، زن تحمل درخشش شوهر را ندارد، و شوهر به اسم نگاه​بانی بنيان خانواده مانع پیشرفت زن می​شود. بهترين راه پيشرفت فرزندان هم انگار در دوران دوری از خانواده است.
علتش چيست؟ نمی​دانم!

ما در درون خانه ياد می​گيريم که بهترين چاره روبرو شدن با دنيای بيروني، دروغ گفتن است. غيبت، خاله​زنک بازي، زيراب​زنی جزو خصايص اصلی​مان شده...
علت چيست؟ باز هم نمی​دانم!
امتحان کوچکی کنيد: به خودتان قول بدهيد که اصلا جلوی فرزندتان دروغ نگوييد. اگر تلفن زنگ زد، نگوييد در خانه نيستيد تا ياد نگيرد اين خصلت زشت را، و ...به مجردی که همان فرزند پاک شما، راهی مهد کودک و مدرسه شد، بعد از چند روز ببينيد آيا تغييری در رفتار و توجيهات فرزندتان نمايان می​شود يا نه؟ انگار دروغ گفتن، بدگويي، و ...انتخاب طبيعی ما شده است. همه ما.

وقتی بزرگ​تر می​شويم، دروغ​های خنده​دار دوران کوچکی تبديل به دروغ​های شاخ​دار و گاه قابل باور بزرگ​سالی می​شود. برای زيراب​زنی​مان دلايل بسيار منطقی جستجو می​کنيم، و ناخواسته و نادانسته همين خون و ژن ميراث ما برای نسل بعدی خواهد بود..

شايد حرف​های من محاکمه درون خودم باشد، ولی ترجيح می​دهم بگويم تا آنکه خواسته باشم عقده خود کم فرهيخته بينی خودم را برطرف کنم.
ادامه دارد