آیا از ایرانی بودن خود شادمانم؟-۱۰
نمیخواهم تنها بر پايه استدلال کتاب "جامعهشناسی نخبه کشی" حرف بزنم، يا اينکه بگويم ما ايرانیها متخصص "سهراب کشی" هستيم، ولی نکته جذابی که در مورد ساختار اجتماعی خودمان ديدهام اين است که ظاهرا میخواهيم باعث ترقی يکديگر شويم، ولی اگر دستمان هم برسد، قبر يکديگر را هم خواهيم کند. معروف است که ما ايرانی ها نمیتوانيم کسی را بالاتر از خود ببينيم مگر بر چوبه دار.
علتش چيست؟ من نمیدانم.
در درون خانه، زن تحمل درخشش شوهر را ندارد، و شوهر به اسم نگاهبانی بنيان خانواده مانع پیشرفت زن میشود. بهترين راه پيشرفت فرزندان هم انگار در دوران دوری از خانواده است.
علتش چيست؟ نمیدانم!
ما در درون خانه ياد میگيريم که بهترين چاره روبرو شدن با دنيای بيروني، دروغ گفتن است. غيبت، خالهزنک بازي، زيرابزنی جزو خصايص اصلیمان شده...
علت چيست؟ باز هم نمیدانم!
امتحان کوچکی کنيد: به خودتان قول بدهيد که اصلا جلوی فرزندتان دروغ نگوييد. اگر تلفن زنگ زد، نگوييد در خانه نيستيد تا ياد نگيرد اين خصلت زشت را، و ...به مجردی که همان فرزند پاک شما، راهی مهد کودک و مدرسه شد، بعد از چند روز ببينيد آيا تغييری در رفتار و توجيهات فرزندتان نمايان میشود يا نه؟ انگار دروغ گفتن، بدگويي، و ...انتخاب طبيعی ما شده است. همه ما.
وقتی بزرگتر میشويم، دروغهای خندهدار دوران کوچکی تبديل به دروغهای شاخدار و گاه قابل باور بزرگسالی میشود. برای زيرابزنیمان دلايل بسيار منطقی جستجو میکنيم، و ناخواسته و نادانسته همين خون و ژن ميراث ما برای نسل بعدی خواهد بود..
شايد حرفهای من محاکمه درون خودم باشد، ولی ترجيح میدهم بگويم تا آنکه خواسته باشم عقده خود کم فرهيخته بينی خودم را برطرف کنم.
ادامه دارد