امروز برف جالبی میآمد.
سر راه سیبیسی دلم نیامد عکسی بیاندازم.
سر خوش از هوای برفی، چنان با دوچرخه لیز خوردم که نزدیک بود برای دومین بار کاسه سر زانویم بشکند.
چهار سال و نیم پیش هم در همین تورنتو موقع بازی بسکتبال با کاریکاتوریستهای آمریکایی کاسه زانوی راستم ترک برداشت و تا مدتها درد می کشیدم، امروز که زمین خوردم چنان تیری کشید که فکر میکردم کار از کار گذشته است.
خوشبختانه به خیر گذشت...