الان بعد از گشت و گذار فراوان، روبروی نقاشی رامراند نشسته ام. یاد آن روز سرد زمساتنی می افتم که همراه پدرم و مادرم آمدیم اینجا،
آن روز پدرم مجبور بود بدون فلش از این نقاشی عکس بیاندازد. ارسطو دستش را بر سر مجسمه هومر گذاشته. چه احساس باحالی. پدر، مادر، جایتان خالی است!
۱:۰۰