یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Tuesday, October 03, 2006
فاعليت منفی سياسی از نوع کانادايی
نمی​دانم چرا هفته پیش یادم رفت در باره بلیندا بنویسم!

بليندا در فرهنگ سياسی کانادايی​ها اسمی تازه است، و می​رود تبديل به اسطوره​ای در تاريخ س.ک.س.ی-سياسی اين کشور بشود. اگر تنها بخواهيم او را به خاطر زن بودن زير سوال ببريم يا در مقابل آقايان هرز، خوارش کنيم، کمال نامردی است! مگر در اين کشور پير ترودو سمبل پاکی بوده است؟ يا در آمريکای شمالی کسانی چون کلينتون با همه اعتبار سياسي، اعتبار اخلاقی داشته​اند؟

او البته مدير صنعتی توانايی هم هست، که اولين نشانه هوشمندی​اش هم ترک تحصیل در دوران دانشجویی بوده است!

ماجرای بليندا زمانی جذاب می​شود که از هيچ سياسي، به خاطر در اختيار داشتن منابع مالی سرشار از کارخانه پدرش ، وارد
مسابقه رهبری حزب محافظه​کار کانادا شد و در حالی که اصلا سابقه​ای در پارلمان کانادا نداشت، به خاطر جذابيت​هايش توانست رای مردم منطقه را جذب کند و راهی مجلس نمايندگان کانادا شود.

خيلی زود با رئيس سابق حزب رفيق شد و نرد عشق باختند، و درست در لحظاتی که حزب محافظه​کار می​توانست دولت پال مارتين را کله پا کند، به سمت حزب مقابل رفت و به مارتين و ليبرال​های "مارتينی" فرصتی دوباره برای بازسازی داد. او هم حزب محافظه​کار را ترک کرد، و هم دوست پسرش پيتر مک​کی را. در قبال اين کار، پال مارتين نخست وزير وقت، پست وزارت را نصيبش کرد. ولي اين پيروزی سياسی دوامی نداشت و بعد از شکست حزب ليبرال در انتخابات، با آنکه بليندا دوباره رای آورد، ولی ديگر وزير نبود. گفته می​شد اگر او هنوز در حزب اوليه​اش باقی می​ماند، حتما وزير صنايع می​شد.

اتفاق جالب​تر آن بود که دوست پسر سابقش، پيتر مک​کي، وزير خارجه شد.

در زمان رقابت​های انتخاباتي، تای دومي، يکی هاکی​بازان محبوب و خشن کانادا و تيم ميپل ليف تورنتو به داد بليندا رسيد و در بسياری از جلسات تبليغاتی همراه او بود. تا اينجای کار بحثی مطرح نشد، تا آنکه همين چند هفته پيش کار"دومی" و همسرش به جدايی کشيد، و معلوم شد در طی اين مدت، دوست پسر جديد بليندا بوده است.


مطبوعات کانادايی در چند هفته اخير به بررسی سابقه اين دختر ميليونر پرداخته​اند و خيلی راحت به علاقه او به داشتن رابطه اشاره می​کنند. منتهی اين بار فقط عشق​بازی نيست، کسی است که برای موقعيت بهتر، حزبش را ترک می​کند، سر دوست پسرش را کلاه می​گذارد، زندگی خانواده​ای را به هم می​ريزد و ...

با آنکه کانادا کشور آزادی است، اما مطبوعات هم آزاد هستند بر پايه عرف جامعه، سياستمداران و شخصيت​های مطرح را زير ذره​بين بگذارند.

پیر ترودو هرچند بسیار هوس​باز بوده، ولی حزب عوض نکرد، کلینتون با آنکه به خاطر ماجرای رابطه​اش با مونیکا بشدت تضعیف شد، ولی هنوز وزنه بزرگ دموکرات​ها است، اما سیاست​مداری چون بلیندا که با پول بالا آمد و یک شبه وارد رقابت​های سیاسی محافظه​کاران شد و بعد لیبرال "مارتینی" از آب در آمد و ...چه جایگاهی می​تواند داشته باشد؟