نمیدانم چرا هفته پیش یادم رفت در باره بلیندا بنویسم!
بليندا در فرهنگ سياسی کانادايیها اسمی تازه است، و میرود تبديل به اسطورهای در تاريخ س.ک.س.ی-سياسی اين کشور بشود. اگر تنها بخواهيم او را به خاطر زن بودن زير سوال ببريم يا در مقابل آقايان هرز، خوارش کنيم، کمال نامردی است! مگر در اين کشور پير ترودو سمبل پاکی بوده است؟ يا در آمريکای شمالی کسانی چون کلينتون با همه اعتبار سياسي، اعتبار اخلاقی داشتهاند؟
او البته مدير صنعتی توانايی هم هست، که اولين نشانه هوشمندیاش هم
ترک تحصیل در دوران دانشجویی بوده است!
ماجرای بليندا زمانی جذاب میشود که از هيچ سياسي، به خاطر در اختيار داشتن منابع مالی سرشار از
کارخانه پدرش ، وارد
مسابقه رهبری حزب محافظهکار کانادا شد و در حالی که اصلا سابقهای در پارلمان کانادا نداشت، به خاطر جذابيتهايش توانست رای مردم منطقه را جذب کند و راهی مجلس نمايندگان کانادا شود.

خيلی زود با رئيس سابق حزب رفيق شد و نرد عشق باختند، و درست در لحظاتی که حزب محافظهکار میتوانست دولت پال مارتين را کله پا کند، به سمت
حزب مقابل رفت و به مارتين و ليبرالهای "مارتينی" فرصتی دوباره برای بازسازی داد. او هم حزب محافظهکار را ترک کرد، و هم دوست پسرش پيتر مککی را. در قبال اين کار، پال مارتين نخست وزير وقت، پست وزارت را نصيبش کرد. ولي اين پيروزی سياسی دوامی نداشت و بعد از شکست حزب ليبرال در انتخابات، با آنکه بليندا دوباره رای آورد، ولی ديگر وزير نبود. گفته میشد اگر او هنوز در حزب اوليهاش باقی میماند، حتما وزير صنايع میشد.
اتفاق جالبتر آن بود که دوست پسر سابقش، پيتر مککي، وزير خارجه شد.
در زمان رقابتهای انتخاباتي، تای دومي، يکی هاکیبازان محبوب و خشن کانادا و تيم ميپل ليف تورنتو به داد بليندا رسيد و در بسياری از جلسات تبليغاتی همراه او بود. تا اينجای کار بحثی مطرح نشد، تا آنکه همين چند هفته پيش کار"دومی" و همسرش به جدايی کشيد، و معلوم شد در طی اين مدت، دوست پسر جديد بليندا بوده است.

مطبوعات کانادايی در چند هفته اخير به بررسی سابقه اين دختر ميليونر پرداختهاند و خيلی راحت به علاقه او به داشتن رابطه اشاره میکنند. منتهی اين بار فقط عشقبازی نيست، کسی است که برای موقعيت بهتر، حزبش را ترک میکند، سر دوست پسرش را کلاه میگذارد، زندگی خانوادهای را به هم میريزد و ...
با آنکه کانادا کشور آزادی است، اما مطبوعات هم آزاد هستند بر پايه عرف جامعه، سياستمداران و شخصيتهای مطرح را زير ذرهبين بگذارند.
پیر ترودو هرچند بسیار هوسباز بوده، ولی حزب عوض نکرد، کلینتون با آنکه به خاطر ماجرای رابطهاش با مونیکا بشدت تضعیف شد، ولی هنوز وزنه بزرگ دموکراتها است، اما سیاستمداری چون بلیندا که با پول بالا آمد و یک شبه وارد رقابتهای سیاسی محافظهکاران شد و بعد لیبرال "مارتینی" از آب در آمد و ...چه جایگاهی میتواند داشته باشد؟
