یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Saturday, April 09, 2005
به یاد تنها دفعه‌ای که عباس معروفی را دیدم
سال هفتاد بود، قرار بود برای سالنامه گل‌آقا کاریکاتور چهره چند نفراز اصحاب قلم را بکشم. عکس‌شان را در آرشیو مجله نمی‌شد پیدا کرد. ابراهیم نبوی گفت برو پیش عباس، مجله گردون...عباس معروفی برای خیلی از ماها چهره ای بود که می خواستیم ببینیمش. گرفتن عکس‌ها بهانه خوبی بود. با آن نگاه عجیب و غریب و چشم‌های کوچکش. خیال می کردم باید درشت هیکل‌تر باشد، ولی او هم عین عباس کوثری عکاس، کوچک بود... به قول شوماخر، کوچک زیباست!

دفتر گردون کوچک بود و نقلی، انگار هم قد خود معروفی بود. نزدیکی‌های میدان امام حسین...از انجا که بیرون زدم، احساس عجیبی داشتم. بعدها که گردون تعطیل کردند و معروفی محکوم به تحمل ضربات شلاق، احترامم برایش دو چندان شد.

امشب تصادفا سری به وبلاگ او زدم. قصه‌هایش را خواندم و غصه‌ام گرفت...اتفاقا بسیار خوشم آمد، ولی ناراحتی‌ام از این است که این نوع داستان‌های کوتاه را به بهانه‌هایی چون اروتیک بودن یا فقدان ارزش‌های اسلامی و ... چاپ نمی‌کنند.
2 Comments:
Anonymous Anonymous said...
This comment has been removed by a blog administrator.

Blogger Mazzi Nabavi said...
This post has been added by a blog administrator.