یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسالت و رسانه​های مشابه، حرام است
Thursday, November 26, 2009
نیک آهنگ در سرزمین اسلام ناب محمدی
جای شما خالی، الان در قلب لندن هستم!

چون بر طبق منطق جماعت، هر چیزی مقابل اسلام آمریکایی باشد، لابد ناب محمدی است، من آمده‌ام مرکزش!

در لندن قصد دیدار با هیچ صهیونیستی را ندارم، اما اگر دوستان صهیونیستی‌ اهل استارباکس بودند، چرا که نه!

فعلا که بیهوشم، ولی می‌زنم بیرون ببینم دنیا دست کیست...

بر و بکس بی‌بی‌سی، مشتاق دیدار!

Labels:

Monday, November 23, 2009
برای زیدو
امشب حالم گرفته بود. کشیدن کاریکاتور احمد آنقدر دشوار بود که حد نداشت. نه اینکه چهره‌اش سخت باشد، کشیدن حتی یک لبخند در آن کار غیر ممکن بود.

من در میان نیروهای سیاسی، کسی را به سلامت احمد ندیده‌ام. حاضر بود در سخت‌ترین شرایط باشد، اما اسیر زد و بندهای این و آن نشود.

من در میان همکارانم، کمتر کسی را مثل احمد یافته‌ام. پاک، خنده‌رو، بی‌شیله پیله...اهل فکر و مخالف تابعیت بدون دلیل، چیزی که بخش اعظم همکارانم در روزنامه‌های حزبی اسیرش بودند.

امشب وقتی خواندم چه حکمی به او داده‌اند، یاد روزی افتادم که از او پرسیدم چرا با وجود جوی که وجود دارد، هنوز مانده است؟ احمد امیدوار بود تغییری به نفع مردم بوجود آید.

گناه احمد از نظر این حیوانات قوه قضاییه، شاید این بود که به سراغ عبدالله نوری رفت. شاید گناهش این بود که نمی‌خواست مهره هیچ کسی باشد.

من شاید به احمد ایراد بگیرم که چرا بازی سیاست را با مطبوعات قاطی کرده، او هم شاید پاسخ خودش را داشته باشد، اما می‌توانم بگویم که قد احمد از مطبوعات این مملکت بلندتر بوده و هست.

می‌دانم خانواده‌اش چه روزگار سختی را می‌گذرانند. پسرانش حالا بزرگ شده‌اند..آنها عظمت می‌گیرند و رهبر معظم، کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شود...

اشکال احمد این بود که عظمت مصنوعی خامنه‌ای را ندید. رهبر مصغر، کوچک‌تر هم می‌شود...

Labels:

ابطحی! ابطحی! آزادی‌ات مبارک
سید محمد علی ابطحی با وثیقه‌ای ۷۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

از این اتفاق خوب و گران‌قیمت بسیار خوشحالم و به خانواده ابطحی تبریک می‌گویم.

به امید آزادی همه اسرا و کسانی که حتی توان پرداخت یک میلیون تومان را هم ندارند.

ابطحی شاید از کسانی که نسبت به آپدیت شدن وبلاگش از داخل زندان معترض بودند و آنرا بعضا به نفع زندان‌بان می دانستند، دلخور باشد.

به امید رفع دلخوری، و نوشتن بدون حضور برادر بزرگ‌تر...۱۹۸۴ که خاطرتان هست که...

Labels:

مبارک باشه علیرضا
علیرضا رضایی، طنزپرداز خوب وبلاگستان که بدون ادعا آمد و مدعیان را مجبور کرد که بزنند گاراژ، امروز تولد دوسالگی وبلاگش را گرفت.

در طول مدتی که علیرضا نوشته، از او بسیار آموخته‌ام. از اینکه کارتون‌هایم را در وبلاگش می‌گذارد هم بشدت خوشحالم، چون در کنار کارهایش معنایی گاه بهتر پیدا می‌کنند.

برای علیرضای عزیز آرزوی بهترین‌ها را دارم.

Labels:

ده سال پیش
ده سال پیش، برای اولین سالگرد قتل‌های زنجیره‌ای، کارتونی کشیده بودم که کاراکتر جلاد، به فرشته عدالت می‌گفت:"آسوده بخواب که ما بیداریم".

بعد از ظهر روز بعدش وقتی خسته و خرد به خانه رسیدم، حتی حالش را نداشتم که تلفن‌ها را جواب بدهم. چند تا تلفن از حوزه هنری...آن روزها داشتم کتابی را برای حوزه در مورد کارتون و کاریکاتور تدوین می‌کردم...خیال کردم حاجی زم سر آن کتاب کارم دارد...

گمانم کنم ۵ تا پیغام گذاشتند...آقای کوثر! هر چه سریعتر با موبایل حاج آقا تماس بگیرید...

صبح روز بعد وقتی ساعت ۶ و نیم صبح در روزنامه آفتاب امروز بودم، زنگ زدم به حاجی زم...

گفت: دیشب یک جلسه‌ای تشکیل شده بود در شورای عالی قضایی، در باره کاریکاتور شما...آقای شاهرودی و آقای ایزدپناه مرا به عنوان حکم دعوت کرده بودند...من برای آقایان توضیح دادم که چشم‌بند فرشته عدالت، عمامه نیست...آقای محمدی گلپایگانی هم ظاهرا همین نظر را داشته ولی بعضی از آقایان دچار سو تفاهم شده بودند...

این را که من گفت، برق از نقطه خاصی پرید!

اضافه کرد که قرار بوده مرا دستگیر کنند ولی نتوانسته بودند پیدایم کنند.

این ماجرا تقریبا دو ماه پیش از کارتون استاد تمساح بود.

----

الان ۱۱ سال از قتل‌های زنجیره‌ای گذشته، عدالت در خواب بوده و آبادگران و طرفداران برخورد فیزیکی با دگراندیشان همچنان بیدارند و حتی شیرین عبادی را در خارج از کشور تهدید می‌کنند...

آن روز خامنه‌ای می‌گفت فروهر و بقیه مقتولین، دشمن‌های کوچک بوده‌اند و مشتی خودسر آنها را کشته‌اند، حسین شریعتمداری قبل از همه می‌گفت که کار، کار اسرائیلی‌هاست.

ظاهرا همان اسرائیلی‌ها الان حاکمند...

Labels: