امشب دارم به زور میروم کنسرت شجریان. دوستی محبت کرده و برای خارج کردن من از یبوست فکری و افسردگی مزمن، دعوتم کرده تا بعد از سالها استاد را ببینم و احتمالا صدایش را هم بشنوم!
سالها پیش با عمه ام و دوستش خانه شجریان رفتیم. من هم به رسم گلآقاییها کاریکاتورش را که کشیده بودم به او هدیه کردم. تشکر کرد و فقط گفت که البته من موقع آواز اینقدر دهانم را باز نمیکنم...عمهام با همسرش (همسر اول استاد) دوست شد، و در ماجراهای ازدواج مجدد شجریان، با چند نفر دیگر شبکه جاسوسی تشکیل داده بودند، که اسمش را
خ.ز.پ. گذاشته بودیم- خاله زنک پرس!
از آن تاریخ سالها میگذرد و گرچه حال و حوصله موسقی سنتی را امروز ندارم، ولی دم غنیمت است، شاید دچار تساهل فکری شدم!
به کامنتها نکاه کن اطو کش جان اگه یه زمانی طرفدار داشتی به خاطر خایه دار بودنت بود حالا چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در هر صورت امیذوارم کنسرت بهتون خوش بگذره:D
کله جفرسون يا زور دوستان، تکليف ما را روشن کنيد. اميد داريم که خوش گذشته باشد