یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Monday, February 21, 2005
اولین عاشورا در چیذر
سال ۷۴ اندکی قبل از عاشورا به " چیذر"نقل مکان کردم. فضای محرم در "گیشا" کجا و در چیذر کجا؟ دسته‌های عزادار می‌آمدند و می رفتند. خیابان بسته می شد و ماشین‌های بسیاری معطل می‌ماندند. تازه اسباب کشی ما تمام شده بود که دوستانمان به دیدن من و هم خانه‌ام، علی جهانشاهی آمدند، وقتی داشتند می‌رفتند، حرکت دسته عزاداری مانع خروج ماشین آنها از کوچه شد. بعد از ربع ساعت موفق شدند. درست پشت سر آنها یک خانم جوان پراید سوار رسید. از من پرسید که چگونه می تواند مسیرش را ادامه دهد؟ من هم ناغافل گفتم:
خانم، باید صبر کنی تا " دسته" بره، بعد که رفت، می‌تونی ...

من دیدم خانم نسبتا محترم در روز عاشورای حسینی دارد می خندد. تازه فهمیدم حرفی که زده‌ام اندکی بی ادبانه هم می‌توانسته باشد! نتیجه اخلاقی این‌که لطفا مواظب کارکرد دسته باشید!
1 Comments:
Anonymous Anonymous said...
God bless all "Daste"s. There are some dictation mistakes in your writings, it wouldnt be bad if you edited them once before publishing.