من یکی از چهار نفر هستم. روزبه هم هست وشهرام. یکی می گفت بمانید تا افتخار گرفتن حکم نصیبتان شود. داستان های زیادی هنوز باقی است.....بچه های هم پرونده ای ما
نامه ای به اقای شاهرودی نوشته اند. دوست های روزهای سخت. شاهرودی مردی است که می کوشد تصویر روشنی از قوه قضاییه ارائه کند. اما ظاهرا این بنده خدا هم در تنگناست تا گوش چند نفر پیچانده شود. آنان که می خواستند ارعاب کنند به جای گفت وگو وگوش بپیچاند وبه جای همدلی، سر به دیوار بزنند وشاهد استفراغ روی زمین باشند، صدای بلند تری دارند. صدای چند نفری که قلمشان برای خیلی ها آشنا است.....راستی من یا مرحوم مختاری افتادم، یاد پوینده ...وسیمی که ماند دور گلو.... آهای آقا؟ شما شبها چگونه می خوابید؟ آن شب گفتید بعد از نماز خدمت ما می رسید. راستی شما با کدام خدا صحبت می کنید؟ هان؟
من امید یکی از این چهار نفر از اینکه در طی مدتی که در آن ناکجا آباد بود توانستم افتخار آشنایی با ماهیت خیلی از چیزها را کسب کنم، تشکر می کنم. از این که از این فرصت طلایی به ما داده شد خدا را سپاس می گوید. تصویری که گرفتم با هیچ چیزی نمی توانست شکل بگیرد. این مرثیه ای برای همه ماست. برای انان که نماز شب می خوانند وآنان که زیر صدای اذان فریاد می زنند!
اميد معماريان
اگر به كتاب، محيط زيست و ثروت علاقه مندي، روشي را به شما معرفي مي كنيم تا هم در كمتر از يك روز به كتابي كه مي خواهي و هم در كمتر از 2 ماه به درآمدي كه آرزويش را داري دست يابي و مهمتر از همه اين درآمد تو به كاهش آلودگي و ترافيك شهري هم كمك خواهد كرد ... فرصتهاي مناسب در زندگي به ندرت پيش مي آيند.....با بهترين آرزوها...