یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Tuesday, December 06, 2005
روزنامه​نگار حرفه​اي، روزنامه​نگار سياسی-۱
يکی از بحث​های دور و دراز عالم کاری ما، سياسی بودن و حزبی بودن است.نکته​ای که هميشه محل دعوا بوده و خواهد بود. هر کدام ما خواسته​ايم خودمان را جزو دسته​ای بدانيم که شايد منفعت بيشتری برای​مان داشته باشد.

اتفاق جالبی که برای خيلی از ما در سال​های بعد از دوم خرداد افتاد، همکاری​مان با روزنامه​های حزبی بود. حالا چه طرفدارشان بوده باشيم چه به خاطر پول عضوشان شده باشيم.

مساله آزار دهنده، انتظار سران روزنامه​های حزبی از روزنامه​نگاران است. اینکه به ابزار حزب تبدیل بشوند، البته شايد از ديد خود حق هم داشته باشند، ولی متاسفانه اينجاست که بعد از تمام شدن تاريخ مصرف، طرف را عين نوار بهداشتی می اندازند دور. هر که تملق​اش بيش، برف​اش بيشتر. پس تدريجا در ساختار معيوب مطبوعات حزبی ما، برنده نهايی بهترين روزنامه​نگار نخواهد بود. برنده کسی است که چشم بر بسياری واقعيت​ها ببندد، به منتقد حزب حمله کند و قربان صدقه دوستان حزب برود. شناخت اصول استفاده از دستمال يزدی شاخصه بعضی اين جماعت است.

قصدم توهين نيست. می​خواهم به حسی که ازين جماعت دارم برسيد. خود من هم در مواقعی به هزار و يک دليل به همين​ها شباهت پيدا کرده​ام، و نمی​توان گفت کسی معصوم است و ...

مساله ديگر روزنامه​نگار سياسی است که هميشه دور و اطرافش حرف و حديث زياد بوده است. شايد بعضی​ها انتظار داشته باشند که يک روزنامه​نگار سياسی حتما فعال(اکتيويست) سياسی هم باشد. به نظر من ايرادی ندارد که طرف تمايلی به اکتيويست شدن داشته باشد، ولی چه الزامی وجود دارد؟ شايد طرف بخواهد فقط ديدگاه​های سياسی​اش را عرضه کند، نقد سياسی بنويسد و الخ.

در ايران شايد بهترين کار پيدا کردن راهی باشد که هم حرف خود را بزنيم، و هم بيخودی برای خودمان دردسر درست نکنيم! هر وقت اسم حزب را می​شنوم ياد سرنوشت برامکه می​افتم. فکر می​کنم در ایران حزب تاريخ مصرف دارد، از آن بدتر اعضای با استعداد و نوکر نشدنی احزاب هستند. حالا می​خواهيد مستقل بمانيد؟ کشتی دارد به آن سمت می​رود و شما می​خواهيد مسيری ديگر برويد؟ نمی​شود!

هنوز نتوانسته​ام روزنامه​نگاران حزبی را از نيروهای گارد آهنين احزاب به درستی تشخيص بدهم. اينها هم به يک نوع انصار حزب محسوب می​شوند، منتهی چماق​شان قلم​شان است.بعضی از همين روزنامه​نگاران حزبی را می​شناسم که خيلی سريع به خاطر منفعت طلبی از اين حزب، سر از آن يکی در آوردند. اتاق فکر هاشمی رفسنجانی که معرف حضورتان هست، نيست؟

باز هم که اين مرض نمک روی زخم پاشی من شروع شد!

مطلب اميد
مطلب علی اصغر سیدابادی
مطلب الپر