یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Sunday, January 15, 2006
در حاشیه دعواهای ادبیاتی و بی‌ادبیاتی
در طول سه روز گذشته با دقتی متوسط مطالب افراد مختلف در باره استفاده بهینه و غیر بهینه از ادبیات را در وبلاگستان خوانده‌ام. منطق سیبستان در باب شمارشگر و به قولی نقش تیراژ را هم می‌پسندم.

بحث من روی این است که آیا قرار است در وبلاگستان خودمان باشیم یا نه؟ اگر چنین است، عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود، حتی اگر مدتی هم از حوزه ...و پسزمینه‌اش هم فاصله گرفته باشد!

منتهی، اگر می‌خواهیم ادبیات سالم را گسترش دهیم، راهش فقط توی سر وکله هم زدن نیست. البته این بزن بزن بسیار آموزنده است، ولی تکراری شدنش مخاطب گریز می‌شود.

مثلا اگر خدمت جناب ناصر‌خالدیان عزیز عرض کنیم که سیبیل‌طلا از طنز گریزان است و هزل نگاری را دوست دارد، مشکلی پیش می‌آید؟ چرا همه چیز را از دریچه طنز پاستوریزه نگاه می‌کنیم؟ اگر خوشمان نیامد، مطلبش و وبلاگش را طرد می‌کنیم، نه آنکه توی دهانش بزنیم. من به هیچ وجه با ادبیات و طرز نگاه سیبیل به زندگی موافق نیستم، ولی فکر نمی‌کنم روش حمله فعلی به او چیزی را حل کند.

از آن طرف، مثلا فرنگوپولیس را داریم که در وبلاگ مقا‌له‌ای بلند بالا می‌نویسد برای پاسخ‌گویی به گیرهای ادبی سیبستان. البته کسی نگفت که نمی‌توان بلند نوشت، ولی اگر بخش بخش می‌شد، بهتر نبود؟

و موارد دیگر و دیگر ...

شاید بخشی از کل بحث به ماجرای حمله هودر به شکرخواه بر می‌گردد و بعد از آن تقسیم بندی جغرافیایی وبلاگ‌نویسان و از آن سو نحوه استفاده ایشان از ادبیات و ...

فکر می‌کنم بهترین نتیجه‌ای که می‌توانم شخصا از کل این دعواها بگیرم، این است که جلوی رقابت آزاد را نگیریم، اگر چیزی در نظرمان زیبا آمد، تبلیغش کنیم، و اگر ناپسند آمد، ضمن اشاره‌ای در حد نقد و نه حمله، از کنارش بگذریم. البته شاید بگویید "رطب خورده منع رطب چون کند؟" منظور خودم هم بود! البته اگر بتوانم بر نفس کاریکاتوریه! غالب شوم!

توضیح اضافه: لینک نداده‌ام که خودتان بروید جستجو کنی
توضیح اضافه ۲: این مطلب را در اینجا هم می‌توانید بخوانید. از ما گفتن!