یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Monday, January 16, 2006
خدا رحم کنه؛ از دست حمله خاطره‌‌ها

امروز از آن روزهای بازگشت خاطره‌هاست. از تصادف با اتوبوس در خیابان ملاصدرای شیراز و دو روز سرگیجه بعد از تکان خوردن مغز! بگیر تا خاطره عاشق شدن دوم دبیرستان و پیاده کردن متن نوار برای دل بردن از بعضی‌ها...و بعد از آن چشم غره خفیف پدر طرف مربوطه وقتی نامه پستی آغشته به ادوکلن جوانک به خانه‌شان می‌رسد...

بیست سال گذشته! الله اکبر! الان مدل عاشق شدن جوان‌های فعلی لابد فرق می‌کند...هه هه هه . به قول یارو گفتنی آن موقع‌ها که اینترنت و مسنجر و موبایل و امکانات که نبود...دوران کبوتر نامه‌بر هم سپری شده بود مانده بود اداره پست...

خلاصه الان که می‌خواهم بگیرم بخوابم حمله خاطرات آغاز شده و کلی دارم می‌خندم.

یاد حرف پدرم در روز خواستگاری می‌افتم:" نیکان از سال دوم دبیرستان می‌خواست زن بگیره!"...راست می‌گفت طفلک!