آيا در اظهار نظر در مورد سياستهای هستهاي، آزاديم- ۳اصلا چرا آزاد نباشيم؟ اگر منافع ملی ماست، باید سوال کرد و پاسخ گرفت. با شعارهای فریبنده هم نمیتوان جلوی پرسش را گرفت.
سوالات بسياری در اين باره وجود دارد:
اگر طرحهای هستهای چند ساله اخير برای مقاصد صلحآميز است، چرا بعد از جنگ و در دوران سازندگی و اصلاحات، اين فعاليتها مخفيانه و در پايگاههای نظامی وابسته به سپاه انجام شده است؟
اگر اين فعاليتها برای مقاصد صرفا صلح آميز بوده، چرا از بازرسی آزادانه آژانس جلوگيری شده و در بسياری از موارد مراکز را يکی پس از ديگری تخليه کردهاند(گواه عکسهای ماهوارهای و گزارشهای مستند).
آیا امکان مطمئن کردن اروپا به صلحآميز بودن فعاليتها وجود نداشته است؟ آنها که از نظر تکنولوژی هستهای از ماجلوترند، پس برای چه از نشان دادن دستآوردهای تحقيقاتی چند ساله اخير به ايشان بايد بترسيم؟ میخواهند تکنولوژي ما را بدزدند؟
آيا سياستهای هستهای دولت ما را به سمت تحريم میبرد يا ارتباط منطقیتر با دنيا؟
این ادعا که غرب مایل است ما از نظر علمی پیشرفت نکنیم، میتواند تا حدی قابل اثبات باشد. با این همه، آیا تمامی فعالیتهای زیرزمینی چند ساله اخیر، صرفا برای پیشرفت علمی برای مقاصد پزشکی، و انرژی بوده است؟
در زمانی که بخش اعظم مجلسیان و اعضای دولت، نظامی هستند، و امور اصلی برنامه هستهای، دست نظامیان است، آنهم از نوع ایدئولوژیک! آیا ناظران بیطرف میتوانند به همین سادگی به ما اطمینان کنند، آنهم به دولتی که پرونده چندان مطلوبی در سازمان ملل ندارد؟
...
سوال اینجاست؛ هزینه و نفع چنین سیاستهایی برای مردم ما چیست؟ بدترین فرض این باشد که جهان نخواهد ما این تکنولوژی را در زمان حاکلم بودن نظامیها بدست بیاوریم، آیا برای کسب آن، باید خودکشی کنیم؟ آیا شرف ما به این است که جان شهروندان را به خطر بیاندازیم؟
در حالات بهتر، آیا میتوان با مذاکره کنندگان بر اساس توافق سال گذشته پاریس، به یک جمعبندی قابل قبول رسید؟
ادامه دارد