یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Wednesday, January 18, 2006
سرمايه گذاری روی سياست​مداران قبلی
يکی ازدوستان اهل تميز، معترض بود به نگاه من به کسانی چون خاتمي، مهاجراني، کرباسچی و غيره...می​گفت بايد از اينها تعريف کرد، اينها کشور را از شر اجانب نجات دادند و ...نمی​توانم همه تعاريف اين دوست نسبتا عزيز که اصلا ابن عبدالعزيز نيست را بياورم، فقط اندکی حالم به هم خورد!

ممکن است نگاه من ايده​آلی باشد، که البته در ميدان سياست اصلا راه به جايی نخواهد برد! به همين دليل هم نمی​خواهم وارد اين کارزار شوم، و عليرغم اعتقاد بسياری از دوستان، کار مطبوعاتی را اصلا فعالیتی سياسی نمی​دانم!
بحث من بر سر این است که اگر با شناخت نسبتا کامل​تری به افراد از ایشان انتظار داشته باشیم، مطمئنا دنبال نتیجه​ای ناشدنی نخواهیم بود.

در مبارزات انتخاباتی غرب، برای کاندیدا شدن درون یک حزب، نامزدهای مرحله مقدماتی دمار از روزگار هم در می​آورند. از آن میان یکی در هر حوزه انتخاب می​شود، و جالب​تر آنکه در مراحل بعد، همان رقبا به یاری نفر برگزیده می​شتابند، چرا که این بار، هدف بالاتری وجود دارد.

متاسفانه در کشور ما، مبارزات انتخاباتی واقعا رقابتی وجود نداشته است تا بتوان فهمید که افراد مختلف چند مرده حلاج بوده​اند؟ سوابق ایشان در مبارزات و رقابت​ها عیان نشده تا به قضاوتی پوست​کنده دست یافت.

هنوز که هنوز است، از عملکرد کرباسچی گزارش منصفانه​ای ارائه نشده است، یا متلملقانه مدل همشهری بوده یا نابود کننده مثل کیهان. کسی یا گروهی نیامده​اند به طور دقیق و غیر سیاسی، پرونده​های مالی شهرداری در سال​های ۶۸-۷۷ را بگشایند و ببینند چه خبر بوده است. چه شده و چه می​توانستند بکنند و نکرده​اند؟

همینطور در مورد بقیه مراکز و افراد. معمولا بررسی​ها فقط برای پرونده​سازی بوده نه حصول نتایج منطقی​تر!
به عنوان یک روزنامه​نگار فضول که در حوزه​های مختلف سرک کشیده​ام و بعضی از خبرنگاران با دیدنم می​پرسیده​اند که تو اینجا چه کار می​کنی؟ می​توانم بگویم که حرف و حدیث در مورد اکثر دولت​مردان ما بسیار است. و بدتر از آن، روش خاموش کردن آدم​های پردردسر هم فراوان. از روابط فراهنجار! گرفته تا هدیه و رشوه...چند درصد روزنامه​نگاران حوزه​های مختلف، بخصوص اقتصادی را می​توان نام برد که از گرفتن هدایای کوچک و بزرگ خودداری کرده​اند؟ یا فرستادن طرف و خانواده​اش به سفر سیاحتی و زیارتی و غیره...

اگر بخواهیم جماعت را درست و حسابی بشناسیم، باید نقدشان کنیم و از ایشان طلب پاسخ کنیم. اگر پاسخ​ها قانع کننده بود، سیاوش از آتش به سلامت عبور کرده است! اگر نبود و طرف با وجود این حق را به جانب خود می​دانست، احتمالا ققنوس وار از خاکسترش بر می​خيزد.

ادامه دارد