يکی ازدوستان اهل تميز، معترض بود به نگاه من به کسانی چون خاتمي، مهاجراني، کرباسچی و غيره...میگفت بايد از اينها تعريف کرد، اينها کشور را از شر اجانب نجات دادند و ...نمیتوانم همه تعاريف اين دوست نسبتا عزيز که اصلا ابن عبدالعزيز نيست را بياورم، فقط اندکی حالم به هم خورد!
ممکن است نگاه من ايدهآلی باشد، که البته در ميدان سياست اصلا راه به جايی نخواهد برد! به همين دليل هم نمیخواهم وارد اين کارزار شوم، و عليرغم اعتقاد بسياری از دوستان، کار مطبوعاتی را اصلا فعالیتی سياسی نمیدانم!
بحث من بر سر این است که اگر با شناخت نسبتا کاملتری به افراد از ایشان انتظار داشته باشیم، مطمئنا دنبال نتیجهای ناشدنی نخواهیم بود.
در مبارزات انتخاباتی غرب، برای کاندیدا شدن درون یک حزب، نامزدهای مرحله مقدماتی دمار از روزگار هم در میآورند. از آن میان یکی در هر حوزه انتخاب میشود، و جالبتر آنکه در مراحل بعد، همان رقبا به یاری نفر برگزیده میشتابند، چرا که این بار، هدف بالاتری وجود دارد.
متاسفانه در کشور ما، مبارزات انتخاباتی واقعا رقابتی وجود نداشته است تا بتوان فهمید که افراد مختلف چند مرده حلاج بودهاند؟ سوابق ایشان در مبارزات و رقابتها عیان نشده تا به قضاوتی پوستکنده دست یافت.
هنوز که هنوز است، از عملکرد کرباسچی گزارش منصفانهای ارائه نشده است، یا متلملقانه مدل همشهری بوده یا نابود کننده مثل کیهان. کسی یا گروهی نیامدهاند به طور دقیق و غیر سیاسی، پروندههای مالی شهرداری در سالهای ۶۸-۷۷ را بگشایند و ببینند چه خبر بوده است. چه شده و چه میتوانستند بکنند و نکردهاند؟
همینطور در مورد بقیه مراکز و افراد. معمولا بررسیها فقط برای پروندهسازی بوده نه حصول نتایج منطقیتر!
به عنوان یک روزنامهنگار فضول که در حوزههای مختلف سرک کشیدهام و بعضی از خبرنگاران با دیدنم میپرسیدهاند که تو اینجا چه کار میکنی؟ میتوانم بگویم که حرف و حدیث در مورد اکثر دولتمردان ما بسیار است. و بدتر از آن، روش خاموش کردن آدمهای پردردسر هم فراوان. از روابط فراهنجار! گرفته تا هدیه و رشوه...چند درصد روزنامهنگاران حوزههای مختلف، بخصوص اقتصادی را میتوان نام برد که از گرفتن هدایای کوچک و بزرگ خودداری کردهاند؟ یا فرستادن طرف و خانوادهاش به سفر سیاحتی و زیارتی و غیره...
اگر بخواهیم جماعت را درست و حسابی بشناسیم، باید نقدشان کنیم و از ایشان طلب پاسخ کنیم. اگر پاسخها قانع کننده بود، سیاوش از آتش به سلامت عبور کرده است! اگر نبود و طرف با وجود این حق را به جانب خود میدانست، احتمالا ققنوس وار از خاکسترش بر میخيزد.
ادامه دارد