یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Wednesday, January 18, 2006

سرمايه گذاری روی سياست​مداران قبلی-۲


اگر دقت کرده باشید، دایره حاکمیت در طول ۲۷ سال گذشته بسیار بسته بوده است. عدم اعتماد به کسانی که در مبارزات نقشی نداشته‌اند و یا سهم‌خواهی‌های ویژه و تقسیم قدرت، خواه ناخواه باعث دور شدن آرام موقعیت‌های دولتی از طبقات مختلف جامعه ایرانی شده است. به علاوه، نقش نهادهای حذفی چون شورای نگهبان را نیز نباید فراموش کرد.

در سال‌های اولیه انقلاب، پاکسازی عمده نیروهای اداری متهم به همراهی با رژیم سابق و یا عدم همکاری با انقلاب فرزندان آنان را به منتقدان و یا مخالفان خاموش حکومت جدید تبدیل کرد. در بعضی موارد فرزندان ماموران ساواک به دلیل موقعیت پدرانشان قبل از انقلاب، از راهیابی به دانشگاه در چند نوبت محروم گردیدند. یعنی هم از حقوق مادی محروم شدند و هم از حقوق اجتماعی. در موارد بسیاری نیز مشکل گزینشی مذکور مانع پیوستن ایشان تا مدت‌های مدید به ادارات دولتی گردید.

از سوی دیگر، بالا آمدن در لایه‌های قدرت برای بسیاری با چاپلوسی و تغییر رنگ همراه بوده است. نمونه‌های بسیاری را در انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها در سال‌های ۶۰ سراغ دارم و دارید.

وقتی ورود حلقه قدرت محدود و محدود‌تر می‌شود، حکومت نمی‌تواند نماینده واقعی مردم باشد. پس به عبارتی، در طول سالیان گذشته، بیشتر سمت‌های دولتی بر منوالی غیر دموکراتیک میان جمعی محدود تقسیم شده است و ساختار نظام بدون روبرو شدن با اعتراضات مردمی، به راحتی شکل گرفته و به نحوی مردم را مجبور کرده به هر ساز ناکوک‌اش برقصند.

با این حال از میان جمع مدیران تحمیلی درون سیستم، بعضی توانستند نیازهایی از نیازهای جامعه را تا حدی برآورده کنند، که خدا پدرشان را بیامرزاد!

یکی از شعارهای دولت خاتمی، پاسخگو بودن بود. پاسخگویی کل سیستم می‌توانست در دراز مدت به سالم‌سازی ساختار قدرت بیانجامد، ولی متاسفانه همان قوه مجریه نیز تا مدت‌ها مدید کمترین تلاشی برای پاسخ به سوالات بسیار زیاد جامعه نکرد و از بی‌عملی، رقیب زنبور بی‌عسل شد.

ادامه دارد