یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Thursday, January 19, 2006
سرمايه گذاری روی سياست​مداران قبلی-۴

تجربه کوتاه مدت کار در خارج از کشور به ما ايرانی​ها آموخته که در اينجا به کسی نان مفت نمی​دهند. ساز و کار به نحوی است که اگر من ايرانی که سال​ها در کشور خودم و به خيال خودم سخت کار کرده​ام، در اينجا بايد تلاش بسيار زيادی بکنم تا به حد معمول بقيه برسم. نکته جالب توجه اين است که در مدتی نه چندان طولاني، اکثر ما قادر به رقابت با افراد هم​تراز می​شويم، و گاهی برای حفظ موقعيت مجبوريم از آنها جلو هم بزنيم. به هر حال، ايجاد رقابت بر اساس انگيزه​های مختلف سبب شده ساختار اداری در کشورهای پيشرفته به سمت حداقل نيرو و حداکثر نتيجه پيش برود، همان چيزی که تحت عنوان بهره​وری در کشورما توی بوق کرده​اند.
دوست دارم بدانم ميزان بهره​وری سازمان​های بسيار پيشرو دولتی در ايران چقدر است؟ چقدر تلاس برای افزايش آن صورت گرفته و شاخص​های مورد نظر چيست؟آيا اصلا امکان دارد فارغ از مسائل ناديدنی در ساز و کار مديريتي، نظير سو استفاده​های مالي، رشوه، دزدی از ساعت کار و.. و.. و.. به ارقام وقعی دست يافت؟نمی​دانم!

وقتی سياست​مداری وارد عرصه اجرايی می​شود، حواسش به همه چيز هست جز چرخه واقعی کار در مجموعه زير دستش. مملکت "امام زمان" است ديگر، اگر کاری به سيستم نداشته باشي، خودش به طور مرتب و منظم کار خواهد کرد! آيا يک جای کار ايراد ندارد؟
يکی از مديران ارشاد برايم می​گفت :" وزير خوب کسی است که کاری به کار ما نداشته باشد! چون به مجرد ريز شدن او در ماجراها، چرخه فعاليت از کار می​افتد! " .اين باور نکردنی است! ولی ظاهرا حقيقت دارد.

در حوزه​هايی که اندکی روی آنها متمرکز بوده​ام، نظير محيط زيست، خودروسازي، بهينه​سازی مصرف سوخت، سدسازی و اندکی هم حوزه​های شهري، به کرات ديده​ام که اين مجموعه​ها تا چه اندازه از بازبينی مجدد ساختارشان متنفرند! کافی است در يک ميزگرد و يا مصاحبه مطبوعاتی که قرار است مدير مجموعه گزارش مثبتی ارائه کند، سوالی بسيار فنی در باره نقص سيستم بپرسيد. سوالی که مطمئن هستيد جوابش را هم می​دانيد، يعنی يک پله جلوتر از مدير مربوطه...ببينيد با چه واکنشی روبرو خواهيد شد؟ هم در محل و هم بعد از ماجرا!

سوال من اینجا شکل دیگری به خود می​گیرد؛ مدیران صنعتی ما چه کسانی بوده​اند؟ مثلا در سازمان گسترش یا وزارت صنایع؟ مگر همین نیروهای سیاسی کارآمد نبوده​اند؟ مثل "سازگارا" و "بهزاد نبوی" و ...؟ نتیجه کار ایشان چه بوده است؟ در بخش​های دیگر چه؟
ممکن است سوال شود که چه گزینه​های دیگری وجود داشته؟ مشکل همین جاست! وقتی سیستم را چنان ببندند که کار دست کاردان نباشد، هزینه اصلی را مردم عادی باید بدهند! همان رای دهندگانی که لابد رای دان وظیفه شرعی ایشان است و حق هم ندارند مجموعه را زیر سوال ببرند...

ادامه دارد