سرمايه گذاری روی سياستمداران قبلی-۴تجربه کوتاه مدت کار در خارج از کشور به ما ايرانیها آموخته که در اينجا به کسی نان مفت نمیدهند. ساز و کار به نحوی است که اگر من ايرانی که سالها در کشور خودم و به خيال خودم سخت کار کردهام، در اينجا بايد تلاش بسيار زيادی بکنم تا به حد معمول بقيه برسم. نکته جالب توجه اين است که در مدتی نه چندان طولاني، اکثر ما قادر به رقابت با افراد همتراز میشويم، و گاهی برای حفظ موقعيت مجبوريم از آنها جلو هم بزنيم. به هر حال، ايجاد رقابت بر اساس انگيزههای مختلف سبب شده ساختار اداری در کشورهای پيشرفته به سمت حداقل نيرو و حداکثر نتيجه پيش برود، همان چيزی که تحت عنوان بهرهوری در کشورما توی بوق کردهاند.
دوست دارم بدانم ميزان بهرهوری سازمانهای بسيار پيشرو دولتی در ايران چقدر است؟ چقدر تلاس برای افزايش آن صورت گرفته و شاخصهای مورد نظر چيست؟آيا اصلا امکان دارد فارغ از مسائل ناديدنی در ساز و کار مديريتي، نظير سو استفادههای مالي، رشوه، دزدی از ساعت کار و.. و.. و.. به ارقام وقعی دست يافت؟نمیدانم!
وقتی سياستمداری وارد عرصه اجرايی میشود، حواسش به همه چيز هست جز چرخه واقعی کار در مجموعه زير دستش. مملکت "امام زمان" است ديگر، اگر کاری به سيستم نداشته باشي، خودش به طور مرتب و منظم کار خواهد کرد! آيا يک جای کار ايراد ندارد؟
يکی از مديران ارشاد برايم میگفت :" وزير خوب کسی است که کاری به کار ما نداشته باشد! چون به مجرد ريز شدن او در ماجراها، چرخه فعاليت از کار میافتد! " .اين باور نکردنی است! ولی ظاهرا حقيقت دارد.
در حوزههايی که اندکی روی آنها متمرکز بودهام، نظير محيط زيست، خودروسازي، بهينهسازی مصرف سوخت، سدسازی و اندکی هم حوزههای شهري، به کرات ديدهام که اين مجموعهها تا چه اندازه از بازبينی مجدد ساختارشان متنفرند! کافی است در يک ميزگرد و يا مصاحبه مطبوعاتی که قرار است مدير مجموعه گزارش مثبتی ارائه کند، سوالی بسيار فنی در باره نقص سيستم بپرسيد. سوالی که مطمئن هستيد جوابش را هم میدانيد، يعنی يک پله جلوتر از مدير مربوطه...ببينيد با چه واکنشی روبرو خواهيد شد؟ هم در محل و هم بعد از ماجرا!
سوال من اینجا شکل دیگری به خود میگیرد؛ مدیران صنعتی ما چه کسانی بودهاند؟ مثلا در سازمان گسترش یا وزارت صنایع؟ مگر همین نیروهای سیاسی کارآمد نبودهاند؟ مثل "سازگارا" و "بهزاد نبوی" و ...؟ نتیجه کار ایشان چه بوده است؟ در بخشهای دیگر چه؟
ممکن است سوال شود که چه گزینههای دیگری وجود داشته؟ مشکل همین جاست! وقتی سیستم را چنان ببندند که کار دست کاردان نباشد، هزینه اصلی را مردم عادی باید بدهند! همان رای دهندگانی که لابد رای دان وظیفه شرعی ایشان است و حق هم ندارند مجموعه را زیر سوال ببرند...
ادامه دارد