و باز از چه جور نقدی خوشم میآیدالان تازه رسیدهام خانه و کامنتها را خواندم.
فرهاد عزیز که کماکان در مورد خاص شکرخواه متوقف است . معتقدم کار حسین بیشتر انحراف افکار بود تا انتقاد، چرا که خوب میدانست مشکل یونس چیست و آنرا ذکر نکرد...انشالله روزی مدارک مورد نظر را که منطقی میداند برایم میفرستد و من با افتخار بر روی وبلاگ میگذارم، تا آن روز هم اعتقاد دارم که حرفش در این مورد خاص باطل است....در هر حال از توجه دوستان ممنونم.
هر کسی روشی را میپسندد. من در بسیاری از نقدهایی که از صراحت به دور است، شک می کنم. حتی اگرچیزی باشد که خودم نوشته باشم و بعدا بخوانم...نقد با تعارف متفاوت است.
از کاریکاتور مطبوعاتی نقد را آموختهام و دیگر راهها چندان نمیپسندم. این انتخاب شخصیام بوده است. اگر دیگری آنرا بیانصافی میداند و ضرب و شتم یک طرفه، شاید حق داشته باشد، ولی باید بگویم که اعتقاد دارم کاریکاتوریستهایی که کارشان را میپسندم، بسیار واضحتر حرف زدهاند تا نویسندگان. در کوتاهترین زمان حرفشان را درک کردهام و بیخودی موضوع را نپیچاندهاند!
البته میدانم که این روش در تسویه حساب هم بشدت به درد می خورد، ولی فارغ از آن کارکردش را در نقد، بخوانید ایراد گیری تند و عصبی از نوع نیکآهنگی، بیشتر قبول دارم!