سرمايه گذاری روی سياستمداران قبلی-۳خوشبختانه يا متاسفانه، تقريبا میدانيم سياستمداران موجود و سابق دولت، چه در چنته دارند، و بر همين پايه چه چيزی میتوانيم از آنان انتظار داشته باشيم. مثلا از کسی که مشهور به حقکشی است و فاميل بازي، انتظار عدالت خواهی اندکی بيجاست، يا از کسی که باندباز است و قدرت را در لايهای محدود حفظ میکند، انتظار شايسته سالاری بيجاست. به هر حال به قول خارجیها بايد بر اساس "رزومه" طرف او را سنجيد.
عدم بررسی دقيق کارنامه مديران اجرايی و سياستمداران ما در طول ساليان گذشته بوسيله نهادهای مستقل، سبب شيوع شايعاتی شده که اتفاقا بیراه هم نيست. وقتی دفاتر مقامات ما، مرکز معامله آنان میشود، چه انتظاری میتوان داشت؟ ميتوانم مواردی را تا بالاترين سطوح اجرايی کشور مثال بزنم. شايد حرف من اندکی ايدهآل طلبی باشد، ولی آيا وقت و زمانی که يک مقام دولتی در محل کارش صرف میکند، متعلق به مردم است يا معاملات پنهانی؟ با آنکه اکثر مقامات میدانند که تلفنهايشان شنود می شود، و ممکن است حتی منشی وفادار و قسم خوردهشان مجبور به دادن گزارش مرتب به حراست باشد، ولی با خيال راحت به امور خود میرسند. چرا؟
ميزان زمان اتلاف شده در ادارههای ايران شايد بيشترين اندازه در ميان کشورهای در حال رشد باشد. يعنی گاهی زمان کار مفيد در يک شيفت کاری هشت ساعته ممکن است از ۴۵ دقيقه هم تجاوز نکند. در سالهای گذشته گاه صحبت از ۲۰ دقيقه کار مفيد روزانه میشده است. با اين اوصاف، اگر يک کارمند با حقوق ۲۵۰ هزار تومان با ارفاق ماهانه ۲۰ ساعت کار مفيد انجام بدهد، برای هر ساعت کاری واقعی رقمی در حدود ۱۲،۵۰۰ تومان چيزی معادل ۱۳ دلار آمريکا دريافت کرده است. البته خواهيد گفت اين قياس به درد عمهام میخورد، من هم خواهم گفت ايرادی ندارد، ولی بياييم اندکی واقع نگر باشيم، آيا تمام گناه اين چرخه معيوب متوجه کارمندان است، يا سيستم، و مديران هيچ نقشی اين وسط نداشتهاند؟
باز تاکيد میکنم که نه در جايگاه يک مدير يا طالب مديريت، که به عنوان روزنامهنگاری که دنبال موضوعی رفته اين بحث را باز کردهام.
گرچه نمیتوان تجربه بدست آمده مديران سالهای اخير را که با هزينههای بسياری به دست آمده کنارگذاشت، ولی با توجه به نتايج بدست آمده از کارکرد اينان، آيا در آينده باز هم به همان راحتی مجموعه را به ايشان خواهيم سپرد؟ نمیدانم!
ادامه دارد