یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Thursday, January 19, 2006
سرمايه گذاری روی سياست​مداران قبلی-۳

خوشبختانه يا متاسفانه، تقريبا می​دانيم سياستمداران موجود و سابق دولت، چه در چنته دارند، و بر همين پايه چه چيزی می​توانيم از آنان انتظار داشته باشيم. مثلا از کسی که مشهور به حق​کشی است و فاميل بازي، انتظار عدالت ​خواهی اندکی بيجاست، يا از کسی که باند​باز است و قدرت را در لايه​ای محدود حفظ می​کند، انتظار شايسته سالاری بيجاست. به هر حال به قول خارجی​ها بايد بر اساس "رزومه" طرف او را سنجيد.

عدم بررسی دقيق کارنامه مديران اجرايی و سياست​مداران ما در طول ساليان گذشته بوسيله نهادهای مستقل، سبب شيوع شايعاتی شده که اتفاقا بی​راه هم نيست. وقتی دفاتر مقامات ما، مرکز معامله آنان می​شود، چه انتظاری می​توان داشت؟ مي​​توانم مواردی را تا بالاترين سطوح اجرايی کشور مثال بزنم. شايد حرف من اندکی ايده​آل طلبی باشد، ولی آيا وقت و زمانی که يک مقام دولتی در محل کارش صرف می​کند، متعلق به مردم است يا معاملات پنهانی؟ با آنکه اکثر مقامات می​دانند که تلفن​هايشان شنود می شود، و ممکن است حتی منشی وفادار و قسم خورده​شان مجبور به دادن گزارش مرتب به حراست باشد، ولی با خيال راحت به امور خود می​رسند. چرا؟

ميزان زمان اتلاف شده در اداره​های ايران شايد بيشترين اندازه در ميان کشورهای در حال رشد باشد. يعنی گاهی زمان کار مفيد در يک شيفت کاری هشت ساعته ممکن است از ۴۵ دقيقه هم تجاوز نکند. در سال​های گذشته گاه صحبت از ۲۰ دقيقه کار مفيد روزانه می​شده است. با اين اوصاف، اگر يک کارمند با حقوق ۲۵۰ هزار تومان با ارفاق ماهانه ۲۰ ساعت کار مفيد انجام بدهد، برای هر ساعت کاری واقعی رقمی در حدود ۱۲،۵۰۰ تومان چيزی معادل ۱۳ دلار آمريکا دريافت کرده است. البته خواهيد گفت اين قياس به درد عمه​ام می​خورد، من هم خواهم گفت ايرادی ندارد، ولی بياييم اندکی واقع نگر باشيم، آيا تمام گناه اين چرخه معيوب متوجه کارمندان است، يا سيستم، و مديران هيچ نقشی اين وسط نداشته​اند؟

باز تاکيد می​کنم که نه در جايگاه يک مدير يا طالب مديريت، که به عنوان روزنامه​نگاری که دنبال موضوعی رفته اين بحث را باز کرده​ام.

گرچه نمی​توان تجربه بدست آمده مديران سال​های اخير را که با هزينه​های بسياری به دست آمده کنارگذاشت، ولی با توجه به نتايج بدست آمده از کارکرد اينان، آيا در آينده باز هم به همان راحتی مجموعه را به ايشان خواهيم سپرد؟ نمی​دانم!

ادامه دارد