دیدن Syriana برای دومین بار
دیروز آرش طفلکی را کشاندم برای دیدن این فیلم. نمیدانم در دلش چقدر ناسزا گفت...
گاهی وقتها باید چند بار یک فیلم را ببینم تا با آن حال کنم. متاسفانه سیریانا از آن فیلمهاست. وقتی مجموعه در هم تنیده مسائل را به طور موازی میبینی و حس میکنی که آدمهای جزییتر چگونه قربانی میشوند، و چه راحت، از کودک چند ساله کارشناس انرژی که در استخر می میرد تا آخر ماجرا که شاهزادهای که زیر بار شرکتهای نفتی آمریکایی نرفته و میخواهد حقوق از دست رفته زنان را به آنها بازگرداند، ملتش را پیش از سقوط سربلند کند و CIA به بهانه های مختلف او را از سر راه بر میدارد تا برادر کوچکتر مرعوبش به تخت بنشیند.از همدست سابق CIA که الان با ایران همکاری میکند و میخواهد اسامی همدستان مامور CIA را با شکنجه از او بگیرد...نقشی که حزبالله لبنان با زیرکی بازی کرده...افتادن سلاح آمریکایی دست القاعده و چگونگی فریب جوانان بیکار شده برای شرکت در عملیات انتحاری ...این فیلم ممکن است برای خیلیها اغراقآمیز به نظر آید. هر چه هست، نشان میدهد که خیلی از آمریکاییها صدور دموکراسی مفت و مجانی کشورشان را نپذیرفتهاند. یعنی به هر صورت کاسهای زیر نیم کاسه است. چند روز پیش برای یکی از همکارانم که متولد آمریکاست داشتم در مورد بعضی روابط نفتی حوزه خلیج صحبت میکردم...روز بعدش رفته بود و این فیلم را دیده بود.از من سوالاتی کرد که حس کردم باز هم باید فیلم را ببینم...باز هم آنرا خواهم دید...به امید خدا