یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Thursday, March 30, 2006
بگذار ما را شيدائيان و علم‌داران ِ گنجي بخوانند، ف. م. سخن
وبلاگ ف. م. سخن

قهرمانان در همه جاي دنيا محبوب اند؛ آنها انسان‌هايي استثنايي هستند که در ورزش و در دانش و در اجتماع سرآمدند و برتر از مردم عادي ظاهر مي شوند. جامعه ي بدون قهرمان جامعه اي مرده و بي هدف است و اگر دستگاه هاي حکومتي بخواهند به ضرب تبليغ و تحميل، قهرمان زدائي کنند قطعا حاصلي نخواهند برد.
مردم قهرمانان را دوست دارند و به آن‌ها احترام مي گذارند. در ميادين ورزشي، در مسابقات علمي، در مبارزات اجتماعي، قهرمانان با رنج و سختي به اوج مي رسند و احترام مردم را به دست مي آورند. صدها هزار نفر در ميادين ورزشي و در مسابقات علمي و در مبارزات اجتماعي چشم به قهرمانان خود مي دوزند و آن‌ها را الگوي حرکت و پيشرفت آتي خود مي کنند.


در عرصه ي اجتماع و سياست هم، قهرمانان انگشت شمارند. از ميان ميليون ها جمعيت روي زمين يک نفر مي تواند امام حسين شود؛ يک نفر مي تواند نلسون ماندلا شود؛ يک نفر مي تواند آندره اي ديميتريويچ زاخارف شود؛ يک نفر مي تواند اکبر گنجي شود. اينها زنان و مردان بزرگي هستند که ميليون‌ها آزاده ي جهان با عزت و احترام از آن‌ها ياد مي کنند و بر آن‌چه کرده اند و مي کنند ارج مي نهند.

جامعه ي بدون قهرمان پيشرفتي نخواهد داشت. قهرمان زدائي و ضديت با الگوها نتيجه اي جز رخوت و سکون و بي اعتنائي نخواهد داشت. طرفداران وضع موجود با مسخره کردن واژه هايي چون قهرمان و قهرماني قصد دارند الگوهاي اجتماعي را بي اثر کنند.


گنجي امروز مظهر پايداري در مقابل ظلم است. کسي است که بدون دعوت به خشونت، و فقط با فکر و کلمه و جسم و جان خود به مبارزه با جور و استبداد برخاسته است. او به خاطر افکار و نوشته هايش شش سال حبس را تحمل کرده. او براي به دست آوردن حق برابر با ساير زندانيان، دست به اعتصاب غذا زده و ماه ها انفرادي کشيده. او از حق گفتن و نوشتن محروم شده. بر بالاي سر او شمشير تيز و بُرنده پرونده هاي بعدي همچنان آويزان است تا به محض بيان کلمه اي اضافي دوباره روانه ي زندان‌ش کنند. آيا چنين شخصي شايسته ي تقدير و احترام نيست؟ آيا به صرف اين که ممکن است گنجي ِ فردا شبيه گنجي ِ امروز نباشد، يا نقد و ايرادي بر نظرات امروز و فردايش وارد شود نبايد پايداري و همت اش را ارج نهاد و توشه اي اخلاقي براي پايداري و مقاومت از آن گرفت؟ آيا تحسين کنندگان چنين مردي را بايد شيدائيان و علم‌داران و قهرمان سازان و قهرمان پروران خواند و بر آن ها طعن زد؟
آن‌چه مسلم است تاريخ ايران به امثال گنجي ها، به امثال عبادي ها، به امثال زرافشان ها و به امثال صدها زن و مرد آزاده اي که به جور و به استبداد، با صدايي بلند و رسا، و با کلماتي شمرده و مفهوم، "نه" مي گويند به عنوان الگو نياز دارد. بگذار ما را شيدائيان و علم‌داران و قهرمان سازان و قهرمان پروران بخوانند. بگذار ما را با اين الفاظ تحقير نمايند. چه باک! تاريخ با قهرمانانش حرف آخر را خواهد زد.


0 Comments:
Links to this post:
Create a Link