یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Tuesday, June 06, 2006
مانا را فراموش نکنيم!
معمولا تا يکی را دستگير می​کنند، تا هفته اول همه صدای​شان بلند است و داد و بيداد می​کنند. چند روزی که می​گذرد، يواش يواش همه يادشان می​رود که طرف در چه وضعی است و بعدها خواهند پرسيد" راستی اون يارو که سر "نمنه" گرفتنش چی شد"؟

مانا الان در کنج سلولش تنهاست. البته چند تا سوسکی که از در و ديوار بالا می​روند او را به ياد ماجرا خواهند انداخت. اميدوارم کاغذ و قلم به دستش بدهند تا خاطرات اين چند روز را مصور کند. شايد نسخه دوم "مسخ" کافکا را داد بيرون.

چند روز پيش ذکر خيرش بود با يکی از همکارانی که الان ساکن کانادا است. مانا آنقدر آرام و بی سر و صدا بود که باورش برای آنانی که می​شناسندش سخت است که دچار چنين مشکلی شده باشد.

الان می​دانم نگرانی مادرش و خانواده​اش دو گانه است. اگر آزاد بشود چه خواهد شد، و اگر آزاد نشود چه! اين دغدغه کمی نيست. اميدوارم همه چيز به خوبی و خوشی تمام شود و نگرانی همه به حداقل برسد، بخصوص نگرانی مادرش که مانای هفت-هشت ساله را پس از مرگ منوچهر نیستانی بزرگ کرد و نگاهبانش بود.

"مانا"، مانا باشی!