یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Tuesday, June 06, 2006
پرسش​گران در مقابل پرستش​گران
ختم خاتمی​پرستی

يکی از دغدغه​های چند سال گذشته من، سر وکله زدن با دوستانی است که که نمی​توانی به آنها در باره خاتمی نازک​تر از گل بگويی و اگر چيزی بر ضد او بشنوند و بخوانند، سخت برمی​آشوبند. البته در اينکه من مرض دارم و از انگشت رساندن به مردم در لحظاتی بسيار لذت می​برم شکی نيست، ولی دوست دارم بدانم نقش ما روزنامه​نگاران در ستر خطاهای خاتمی چه بوده است؟

نمی​دانم خاصيت ساختار پدرسالارانه مملکت ماست که اگر کسی برايمان عزيز شد و در جايگاه رياست نشست نمی​توانيم عيوبش را ببينيم، يا هر چيز ديگري...

هميشه يادمان مي​​رود و خواهد رفت که معنی کلمه مسوول چيست! آيا سوال کردن از مسوول عيبی دارد؟ آيا نبايد آنقدر از مسوول سوال کرد و گاه زير سوالش برد تا ميزان خطايش کمتر شود؟ آيا اين سوال کردن نيست که باعث آگاهی عمومی می​شود؟

خاتمی به عنوان یک فرد، انسانی است دوست داشتنی. شکی نیست! ولی آیا خاتمی مسوول، همان خاتمی بدون مسوولیت خواهد بود؟ نه! نیست، نبوده و نخواهد بود! نقد خاتمی از سوی هر کسی، او را تبدیل به عضو یا یاری رساننده به جبهه مخالف خواهد کرد. باید ساکت بمانی تا مخالفین خاتمی تقویت نشوند! در سکوت از او انتقاد کن! خاتمی خودش خوبه، اطرافیانش بد هستند، در نتیجه گناه دارد او را مسوول بدانی! و ...

بر خلاف بسیاری از دوستان بلاگر و روزنامه​نگار، معتقدم برای پیشگیری از اشتباهات بعدی، باید کسانی که به خاتمی نزدیک​تر بوده​اند و از نزدیک اشتباهات تاکتیکی​اش را دیده​اند هم ما و هم خودش را کمک کنند. کمک ما تعریف و تصدیق نیست! نقد است!
متاسفانه یا خوشبختانه کسانی که قلمی شیرین دارند و با شیرین​قلمی می​خواهند خاتمی را آن بالا نگه دارند، بیشتر از خدمت، خیانت می​کنند.

بسیاری از طرفداران خاتمی سال پیش از سخنان حجاریان رنجیدند که او را فرصت​سوز خواند. اگر بابک احمدی می​پرسد خاتمی ۱۸ تیر کجا بود، پرستش​گران خاتمی با عصبیت جواب خواهند داد که خود بابک احمدی کجا بود؟ آیا می​فهمند دارند چه مقایسه​ای می​کنند؟ طرف مقام مسوول اداره کشور بوده. شخصیتی حقوقی دارد. بابک احمدی تنها یک پرسش​گر است! ولی پرسشی کرده دردناک.

به راستی بعضی از کارهای خاتمی مثل زدن توپ توی اوت در یک قدمی دروازه خالی بود. حالا بعضی​ها می​خواهند توجیه کنند که در آن لحظات قوانین فیزیک و مکانیک بر عکس عمل کرد و توپ با سرعتی عجیب لب خط برگشت و وارد دروازه خودمان شد! خاتمی بارها توپ را در زمان ضعف شدید خط دفاع به مهاجمان آن طرف سپرد. شکی دارید؟ یک بازی ۹۰ دقیقه​ای البته زمان​های خوب و بد هم دارد، خاتمی در دقایقی توپ را خوب رد و بدل کرد، ولی نتیجه کار سقوط از لیگ بود و در عوض تیم آبادگران بالا آمد.

باید عبرت گرفت و توجیه را کنار گذاشت و توجه کرد. توجیه ناشی از بی​توجهی مسوولان است به مسوولیت خویش!