اولا
حالم هنوز از بازی هستهای ايران در نيمه دوم گرفته است! مردهشوی اين تعويضها را ببرند. مکزيک در نيمه اول کمتر به جناح راست ما فشار آورد، ولی در نيمه دوم فرق مربی با مربا معلوم شد.
ثانيا
شايد علتی تعجب من از نوشتار دکتر براهني، استفاده فرصتطلبانهاش از موضوع به جای کمک به "مانا" بوده است. سو تفاهم هميشه وجود دارد و خواهد داشت، مهم اين است که اختلافات را تبديل به اتحاد کنيم، نه آنکه از آب گلآلود ماهی بگيريم. مطمئنا نوشته دکتر براهنی کسانی را خوشحال خواهد کرد که از کاريکاتور مانا رنجيده اند، اين هنر نيست! نزديکتر کردن قلبها و فکرهاست که سخت است، و من به هيچ عنوان از گفتار، کردار و پندار ايشان، "نيکی" استخراج نمیکنم. به نظر من هیچ چیزی جز خداوند دو عالم مقدس نیست، با این حال چون ممکن است نگاه من با اکثریت متفاوت باشد، حق را به ایشان میدهم و سعی میکنم به مقدسات این اکثریت اهانت نکنم، ولی سر جدتان به من بگویید آیا "نمنه" جزو مقدسات است؟
ثالثا
فضا برای تضارب آرا را نبندیم! برخورد خیلی از خوانندهها را با نگاه بچههای "استشهادی" نمیپسندم. اگر فکر میکنید حرفشان غلط است، با این منطق که نمیتوانید با آنها گفتگو کنید که! اگر میاندیشید که در اشتباهند، منطقی گفتگو کنید!
رابعا
این سردرد لعنتی از دیشب تا حالا پدر مرا در آورده. البته میگرن همیشگی نیست.
خامسا
دلم شدیدا هوای پالوده(فالوده) پشت فلکه شهرداری شیراز را کرده! همان خیابان پشت زندان وکیل...بستنی خامهدارش را بگو!