یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Sunday, May 31, 2009
نگرانی از بی‌بی‌سی و غیره
بدون شک، بخت میرحسین برای پیروزی کم نیست، اما تفسیرها و سخنان جماعت را که می‌شنوی و می‌خوانی، متوجه می‌شوی که یک نگرانی‌های ویژه‌ای در میان متفکران قوم وجود دارد.

وقتی حجاریان نقش بی‌بی‌سی و صدای آمریکا را به نفع احمدی‌نژاد ارزیابی می‌کند، باید اندکی به هوش بود:


با بچه‌های سبزپوش داخل هم که گفتگو می‌کنی، بعضا برداشت‌های اینچنین دارند. 

وبلاگ محمد آقازاده را هم که می‌دیدم تا حدی چنین نظری داشت.

امروز تصادفا میزگرد بی‌بی‌سی در مورد انتخابات را می دیدم. به نظرم به عنوان یک معیار سنجش، می‌شد گفت که حجاریان دچار افول ذهنی شدیدی شده. البته برنامه‌های دیگر را هم دیده‌ام و به نظرم تبلیغ به نفع کسی نبود.

بعضی وقت‌ها که تحلیل‌هایی کاندیدا پسند منتشر نمی‌شود، اطرافیان کاندیدا بنا را بر «دشمن» فرض کردن رسانه می‌گذارند. همان توهمی که در این سال‌ها روی اعصاب همه ما رژه رفته.

Labels:

Sunday, May 17, 2009
مطلبی از سایت پندار
رسانه سازی، یا کار رسانه ای؟
این روزنامه ها، هر چقدر هم که مطالب خواندنی ای داشته باشند، هر چقدر هم که ذوق و شوق روزنامه نگاران ش، که با یک تلفن، حاضرند ماه ها بدون دریافت هزینه ای کار کنند، از آن روی که پیش تر تصمیم گرفته شده چه پیامی را می خواهند به مخاطب هدف برسانند به باور شخصی من، شایسته ی گله گذاری اند.

گله گذاری در شبی که یک روزنامه از انتشار بازمانده، به باور برخی لگد به مرده زدن است، اما اگر مرگ رسانه های متعددی، از یک اشتباه عمده ی آن ها باشد که بارها و بار ها تکرار شده است، در مراسم خاک سپاری او، می تواند با نگاهی دیگر، آسیب شناسی برای جلوگیری از بروز این خطای رسانه ای باشد.
به عنوان کسی که دغدغه ی رسانه، به معنای ابزاری را دارد که نه برای هدف سیاسی و انتخاباتی، که برای کمک به زندگی آسوده تر مردم تلاش می کند، باور دارم که تا زمانی که روزنامه ها را به عنوان کارخانه ی تولید واژه برای مخاطب رسانه نبینیم، که قرار است تعدادی کارکنان تحریریه و مالی و حسابداری 
و اداری و فنی و مدیریتی آن، خط تولیدی را طراحی کنند که کالای مورد نیاز مخاطب را، به صورت یک بسته بندی جذاب و جامع فراهم کنند، انتشار بی آینده ی هر روزنامه ای با هدف سیاسی-انتخاباتی، ناامید کردن عده ای از کار روزنامه نگاری ست. 

تجربه ی روزنامه نگاری که پس از صبحانه ی یک روز کاری، نام تازه ای را به رزومه ی روزنامه نگاری خود می افزاید و شبانگاه، پیش از خواب پرونده ی آن را در ذهن خود می بندد، تنها امید به روزنامه نگاری در این جغرافیا را نه کم، که می خشکاند.
تجربه ی روزنامه نگاری که بدون مشخص شدن حتا حقوق خود، بدون هیچ گونه بیمه و خدمات اضطراری جانبی، از روی علاقه، می آید و اول تصمیم می گیرد از چه چیز دفاع کند و سپس قلم بر کاغذ می گذارد، موجب جا انداختن تعریف غلطی از روزنامه نگاری می شود که در آن، روزنامه نگاری نه ابزاری برای انتقال اطلاعات تازه و جامع و منصفانه، که راهی برای پیروزی کارفرمایان در انتخابات پیش روست.

آن چه «جهت دار بودن رسانه های رقیب» خوانده می شود هم، توجیهی برای جهت دار بودن رسانه ی ما نیست.

هر کس با هر عقیده ای، حق دارد یادداشت های جهت دار مدافع اندیشه ی خود را در رسانه ای بیابد و بخواند که به آن از نقطه ی مشترکی به اتفاقات و رخداد های جامعه نگاه می کند، اما خبرنویسی جهت دار حزبی-انتخاباتی، مانند آن چه این روزها می بینیم، جز در بولتن های انتخاباتی جایی ندارد. اگر غیر از این عمل می کنیم، هم نام رسانه را بی اعتبار می کنیم و هم امید را در دل روزنامه نگاری که می خواهد بسته ی گزارشی یا خبری خود را صادقانه و بدون جهت گیری منتشر کند می کشیم. 

رسانه، پیش از انتشار تصمیم نمی گیرد چه بنویسد، روزنامه نگار، تنها وظیفه دارد که برود، ببیند و تا می تواند صادقانه، جامع و منصفانه روایت کند و این چیزی ست که عدم رعایت آن، امنیت شغلی رسانه را بیش از سرنوشت هر انتخاباتی به خطر می اندازد.

Labels:

Wednesday, March 25, 2009
اگر پایه‌اید، شروع کنیم!
دیروز مطلبی نوشتم تحت عنوان "یک سوال".

ماجرا این بود که نظر خواننده‌ها را در باره راه‌اندازی یک دیتابیس در مورد کاندیداها پرسیده بودم که ملت بتوانند ادعاهای نامزدها را با سوابق‌شان و سخنان قدیمی‌شان مقایسه کنند

به همین دلیل، خودم داوطلب اجرای این طرح هستیم.

اگر اطلاعاتی از میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد باقر قالیباف، محمود احمدی‌نژاد، عبدالله نوری و ... بسم‌الله!

نکته مهم این است که این پایگاه اطلاعاتی، فاقد جبهه‌گیری خواهد بود و فقط داده‌ها از طریق آن منتشر خواهد شد.

چند نفری از دوستان روزنامه‌نگار داوطلب بررسی اخبار و مدارک شده‌اند. از همه این دوستان متشکرم و روی کمک‌شان حساب می‌کنم.

سایت مربوطه هم ثبت شده و فضای کافی برای مثنوی هفتاد من جماعت دارد! 

---

اگر نظری دارید لطفا در کامنت‌دانی بگذارید، و اگر می‌خواهید منتشر نشود، حتما تاکید کنید.

سپاس

Labels:

Saturday, March 07, 2009
ارگان، بولتن،خبرنامه و ... با روزنامه فرق می‌کند
امروز سر صبحانه این رفیق شفیق ما، آقا مرتضی توضیح داد که احزاب کمونیست و چپ روزنامه‌ داشته‌اند. کاملا درست است، بروید شوروی سابق و دیگر کشورهای بلوک شرق را ببینید.

اما مساله این است که این انتشارات، عملا روزنامه با تعاریف روزنامه‌نگاری نبوده‌اند و ارگان حزبی محسوب می‌شده‌اند.

اما بحث من در مورد روزنامه است، نه بولتن، خبرنامه یا ارگان.

در همین غرب، بسیاری از از نشریات و روزنامه‌ها نگاه‌هایی نزدیک و چپ و راست دارند. اما مثلا روزنامه تورنتو ستار که شاید از نظر سیاسی چپ و نزدیک و حزب لیبرال باشد، وقتی ماجرای سو استفاده دولت لیبرال از بودجه دولتی در زمان ژان کرتین مطرح شد، خشتک طرف و مقامات حزبی را کشید روی سرشان.

حتی بسیاری از نشریات ممکن است از یک دیدگاه حمایت کنند. به قول جماعت "ادووکاسی" یا حمایت از یک طرز تفکر شاخصه کارشان است. مثلا روزنامه‌ای بسیار محیط زیستی است، یا رسانه‌ای شدیدا ضد دولتی شدن اقتصاد است ...

اما باز این حزب نیست که به رسانه امر و نهی می‌کند. روزنامه‌نگار نیازی ندارد نظر سران سیاسی را تامین نماید و ...

---

چیزی که خاتمی می‌خواهد، یک ارگان، خبرنامه یا چیزی است که اصول روزنامه‌نگاری را رعایت نمی‌کند. هدفش بیان حقیقت نیست و اساسش تبلیغی است.

وقتی از روزنامه حرف می‌زنیم، یادمان باشد که منظورمان چیست.

---

نکته‌ای که دوستان دوست ندارند به آن توجه کنند، تلاش سیاسیون ایران برای بهره‌گیری از رسانه‌های عمومی برای منافع سیاسی است. رسانه البته می‌آید و سخنان و دیدگاه‌های جماعت را پوشش می‌دهد و در عین حال فضایی برای بحث و نقد را هم فراهم می‌کند، اما اینکه دربست در اختیار جماعت باشد، یک انتظار ابلهانه است.

البته انقلاب‌ها معمولا حماقت را توسعه می‌دهند و مشروعیت می‌بخشند و مردم کمتر از خود می‌پرسند که آیا رسانه مستقل و آزاد و غیر حزبی که کار حرفه‌ای بکند هم می‌تواند وجود خارجی داشته باشد؟

با منطق حاکم در دوره‌های اخیر در ایران، گمانم جواب نه باشد.

ادامه دارد

Labels: