این مطلب را چند وقت پیش نوشته بودم، و چون برادران منتظرند از هر مطلبی در فضای وبلاگ آباد برای پرونده سازی علیه آدمهای بی پناه استفاده کنند، دست نگه داشتم:
-----
من علی فرحبخش را بارها در انجمن صنفی و روزنامههای مختلف دیده بودم. آدم سر زنده و و عینکی با موهای سیخ سیخیتر از حسین ثناپور!
فرحبخش، نام خانوادگی پسرخاله هاشمی رفسنجانی هم هست و به همین دلیل بارها و بارها سر به سرش گذاشتم که با هاشمی نسبتی دارد یا نه؟
مدتها چیزی از او نشنیدم تا اینکه خبر دستگیریاش آمد و بعد خبرهای گنگ کشف جاسوس در مجلس و غیره.
میگویند متهم است به دریافت پول خارجی برای شرکت در کنفرانس...
آخر من نمیفهمم، شرکت در کنفرانس خارجی با حقوق دریافتی از رسانههای داخلی به چه قیمتی میسر است؟ اگر کارمند دولت باشی، بعد از هزار و یک سین جیم اندکی دلار برای مصرف روزانه میگیری و و هزینه هتل و سفر، که گمان نکنم سر جمع از رقمی که خارجیها خرج میکنند بیشتر باشد.
مدارک جاسوسی کجاست؟ در چه حوزهای جاسوسی کرده؟ آیا وکیل مدافع دارد؟ آیا باز هم شروع کردهاند به خاطر سفرهای خارجی برای ملت پروندهسازی؟ نفرات بعدی که هستند؟
-----
الان داشتم خبر حکمش را میخواندم. گرفتن ۲۳۰۰ دلار و بعد درج ۲۳۰۰۰ در پرونده.
نه ۲۳۰۰ دلار رقمی است و نه ۲۳۰۰۰ که یک آدم دنیا و آخرتش را به باد بدهد! بعدش هم گفته شده که یک صفرش اشتباه چاپی و تایپی است. آخر مگر کسانی آحکام تایپی را نمونهخوانی نمیکنند؟ تایید آن حکم با چه کسی بوده؟
یاد سفر به زاگرب برای نمایشگاه گروهی کاریکاتوریستهای ایران میافتم. دهانمان صاف شد تا بالاخره دلارها را دادند این ارشادیها. ولی خیالمان راحت بود که برایمان پرونده درست نمیکنند! هتل را رایزنی فرهنگی ایران در زاگرب گرفته بود، و الباقیاش هم که مهمان کاریکاتوریستهای کرووات و وزارت فرهنگ کروواسی بودیم.
یکی از دوستانم که او هم جداگانه از ارشاد برای نمایشگاهی در خارج دلار گرفته بود و مستقلا رفت، در بازگشت مجبور شد پیش یکی از برادران محترم برود و سین جیم شود. اصولا آقایان تا زمانی که تحت نظر هستی، خیالشان راحتتر است، ولی اگر مستقل بودی، احتمالا جاسوسی!
Labels: سیاست