یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Saturday, March 14, 2009
غلط اندر غلط
لابد شما هم خبرش را شنیده‌اید:

اعلام موجودیت یک انجمن صنفی جدید برای روزنامه نگاران ایران

مشکل بزرگ انجمن صنفی روزنامه‌نگاران فعلی این بود که عملا بعد از تشکیل دولت اصلاحات آمد و سیاسی بود و ماند. وقتی پای صحبت دوستان می‌نشینی، می‌گویند جناح مقابل می‌خواهد یک انجمن مال خودش داشته باشد. یعنی چه؟ یعنی انجمن فعلی به هر صورت هویتی سیاسی دارد. و اصولگرایان در آن نقشی ندارند.

اینکه بگوییم روزنامه‌نگاری از سیاست منفک باشد غیر عملی است، اما اینکه از روزنامه‌نگاران بخواهیم بازیچه سیاسیون نباشند و تلاش کنند مستقل بمانند که می‌تواند در دراز انجام‌پذیر باشد!

نه این گروه، و نه آن گروه نگران صنف نخواهند بود تا وقتی همه چیز را از دریچه حزبی و سیاست نگاه می‌کنند.

Labels:

Saturday, January 03, 2009
انجمن صنفی، نامی بزرگ برای گروهی کوچک
الان داشتم مطلب ژیلا بنی‌یعقوب را در باره روند کاری انجمن صنفی می‌خواندم.

دردم گرفت.

با آنکه هنوز سخنان منابع دیگر را نشنیده‌ام، اما کلیت سخن ژیلا برایم بسیار باورپذیر است.

مجموعه روابط و اشتراک منافع در بسیاری از موارد مانع بزرگی بر سر دفاع از حقوق روزنامه‌نگاران است.

بحث تبعیض را که ژیلا پیش می‌کشد هم آن زمان تا حدی قابل لمس بود.

---

آن سال‌ها که بازرس بودم، به موردی برخوردیم که خیلی مطابق میل رئیس روسا نبود. 

انجمن روزنامه‌نگاران زن از وزارت کشور مجوز فعالیت گرفته بود، اما از فضای انجمن و امکانات آن به طور مجانی استفاده می‌کرد.

ماجرا این بود که وزیر ارشاد سابق، یعنی مهاجرانی به انجمن یک حالی داده بود، انجمن هم در مقابل خواسته بود یک حالی هم به ایشان بدهد، ایشان هم ظاهرا خواسته بود که این حال نصیب عیال مربوطه‌اش شود و انجمن زیر نظرش.

اینجا بود که مرض من گل کرد.

انجمن روزنامه‌نگاران زن عملا حزب شده بود و انجمن صنفی فقط با موافقت اعضای هیات مدیره می‌توانست امکاناتش را به انجمن‌های بی‌پناه غیر متمول بدهد.

اگر آن زمان یک گروه روزنامه‌نگار فعال در زمینه محیط زیستی می‌خواست کاری کند، مطمئنا با اخم هیات مدیره روبرو می‌شد، اما اگر احتمالا خانم ابتکار معرفی‌شان می‌کرد، ماجرا فرق می‌کرد. این البته یک مثال بود که اتفاق هم نیافتاد.

به هر حال با بررسی اساسنامه و طی مجادلاتی نسبتا محترمانه، زیرآب انجمن روزنامه‌نگاران زن از محل انجمن صنفی زده شد، اما هیچگاه رقم دقیق تلفن‌های راه دور به استرالیا از جیب انجمن صنفی را در خبرنامه منتشر نکردند. ماجرا هم این بود که یکی از اعضای سابق هیات مدیره که با انجمن روزنامه‌نگاران زن مربط بود، به استرالیا رفته بود و ...

---

چند ماه پیش که برای انجمن صنفی مشکلی پیش آمده بود، امیدوار بودم شالوده انجمن را از نو بریزند، نه آنکه آش همان باشد و کاسه همان.

به باور من انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، با وجود پتانسیلی که دارد، به هیچ وجه شایسته اعضایش نیست. 

---

ژیلا در باب احترام ویژه برای کارفرمایان نوشته است. یادم افتاد وقتی محسن آرمین نمی‌خواست دیگر نامزد شود و به جایش از سازمان مجاهدین انقلاب، عرب سرخی کاندیدا شده. انگار سازمان مجاهدین می‌بایستی یک عضو ثابت در انجمن داشته باشد!

با آنکه فقط عضویت مدیران مسوول در انجمن منع شده بود، اما جماعت یادشان رفته بود که عرب سرخی به نحوی کارفرمای همشهری اقتصادی است. خلاصه تصادفا بعد از سفر بازرس ژاور به کانادا، نامزدی او را اعلام کردند ولی ژاور از طریق ایسنا به ماجرا گیر داد!

---

من بعضی از اعضای هیات مدیره را به خوبی می‌شناسم. در مجموع آدم‌های خوبی هستند. اما گاهی حس می‌کنم منافع روزنامه‌نگاران برای‌شان در اولویت نیست. نمی‌توان قبول کنم که نگاه این گروه، خطی نیست. می‌توانند ادعا کنند که روزنامه‌نگاران انتخابشان کرده‌اند و همینی که هست، اما آیا واقعا این حق جماعت مطبوعاتی ماست؟

اگر تصادفا روزنامه‌نگاری از کارفرمایی شاکی باشد و کارفرما تصادفا رفیق عضو یا اعضایی از هیات رئیسه، فکر می‌کنید شاکی  می‌تواند به طور کامل به نظر هیات حل اختلاف اعتماد کند؟ 

انجمن صنفی به نظر من نیاز به یک تکان اساسی نه از طرف حاکمیت، که از طرف اعضا دارد.

ای کاش همه  اعضای هیات مدیره را آدم‌های غیر سیاسی تشکیل می‌دادند. بدون هیچ تعلق حزبی و گروهی.

همیشه برایم سوال بوده وقتی روزنامه‌ عصر آزادگان تعطیل شد، چرا اعضای روزنامه نگران بیمه‌‌شان بودند؟ خب باید از شمس‌الواعظین که در هیات مدیره است پرسید. آیا اعضای روزنامه‌های چهارگانه شرکت جامعه به حق خود رسیدند؟

ببینید وضعیت اعضای انجمن صنفی که برای روزنامه‌هایی مثل شرق یا سرمایه کار کرده‌اند چگونه است؟ ببینید مشکلات بعضی از بچه‌ها که با روزنامه‌های اصلاح‌طلب همکاری کرده بوده‌اند چیست؟ 

از این حرف ژیلا خیلی خوشم آمد: "من نمی فهمم کسانی که از اداره یک واحد کوچک چهل-پنجاه نفره عاجزند ،چگونه نسخه های طویل و علمی برای اداره اقتصادی کشور می پیچند؟"

Labels:

Tuesday, June 24, 2008
یک نوع آسیب‌شناسی
وزارت کار، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران را واجد شرایط انحلال اعلام کرد. دلایل وزارت کار را می‌توانید اینجا بخوانید.

ظهور انجمن در سال ۱۳۷۶، باعث خوشحالی بسیاری از روزنامه‌نگارانی شد که چیزی در باره سندیکای نویسندگان شنیده بودند. سال اول حرف و حدیث فراوانی در باره نحوه انتخاب اعضا هیات مدیره وجود داشت و جلسه‌ای هم در روزنامه همشهری برای توجیه و توضیح برگزار شد.

یکی از مشکلات اولیه انجمن، تعریف روزنامه‌نگار بود. بر اساس این تعریف، اعضا خبرگزاری‌ها و صدا و سیما نمی‌توانستند عضو شوند. در عوض، عده زیادی که یا کارمند روزنامه‌ها بودند یا ارتباطی با اعضا اصلی داشتند، عضو شدند و از امکانات انجمن بهره‌مند. در سال ۱۳۸۰، بازبینی فهرست اعضا آغاز شد، و میزان سختگیری را اندکی افزودیم. البته سخت‌گیری‌های من بارها مورد اعتراض بعضی از اعضا هیات مدیره قرار گرفت، چون دوستی یا رفیقی حذف یا فاقد شرایط معرفی می‌شد.

از سوی دیگر، بعضی از اعضای هیات مدیره دیگر شان روزنامه‌نگاری نداشتند! به عبارتی، شرط عضو ماندن نوشتن تعداد حداقل چند مطلب در سال بود. نه عضو تحریریه‌ای بودند، و نه به عنوان روزنامه‌نگار آزاد کاری می‌کردند.

وقتی محسن آرمین می‌خواست دیگر نامزد عضویت هیات مدیره نشود، عرب سرخی جایش کاندیدا شد تا سازمان مجاهدین نماینده‌ای در انجمن داشته باشد. آیا برایتان جالب نیست؟ با بدجنسی به ایسنا نامه‌ای نوشتم که عرب سرخی کارفرمای همشهری اقتصادی است و با اینکه مدیر مسوول نیست، ولی فعالیت روزنامه‌نگارانه هم ندارد و ...

از سوی دیگر، اعضا هایت مدیره گاه با نگاهی حزبی به مسائل صنفی نگاه می‌کردند. این البته طبیعی است، چرا که اعضا انجمن، چند آدم سیاسی را نیز انتخاب کرده بودند، اما آیا این می توانست کمک به حال انجمن باشد؟

همین شائبه حزبی بودن، ضررهای زیادی برای انجمن داشت و به خاطر دستگیری بعضی از اعضا، گاهی جلسات به حد نصاب نمی‌رسید. 

سکوت گاه به گاه هیات مدیره در مقابل بعضی کارها بیشتر به توافق پشت پرده می‌مانست. به عنوان مثال، دادن فضا و امکانات به انجمن روزنامه‌نگاران زن، که از وزارت کشور مجوز گرفته بود و اصلا کارکرد صنفی نداشت. ظاهرا باید به خانم جمیله کدیور به خاطر لطف آقای مهاجرانی یک حالی می‌دادند. آمار تلفن‌های آن دفتر کوچک به استرالیا و دیگر نقاط موجود است. 

انجمن کارکردهای مثبت فراوانی داشت، اما باید دید چه عواملی آنرا به سرنوشت امروزی‌اش گرفتار کرده است؟ 

می‌خواهم فریاد بزنم که روزنامه‌نگار نباید فعالیت حزبی داشته باشد. و از آن بلندتر، می‌خواهم داد بزنم که کسی می‌تواند به هیات مدیره انجمن برود که شغل اولش روزنامه‌نگاری باشد. تعریف شغل اول هم مشخص است. 

مجموعه روابط سیاسی اعضا عملا سودی به انجمن نرساند. نمی‌گویم که حق با وزارت کار است. بلکه وقتی انجمن دیگر انجمن نیست، اعضا نیز برای شرکت در مجمع عمومی  - که باید به حد نصاب برسد -  زحمتی به خود نمی‌دهند. اعضا به این می‌اندیشند که انجمن باید چه کاری برای‌شان بکند، چون انجمن فضای لازم برای مشارکت اعضا را ایجاد نکرده. عیب البته صرفا از انجمن نیست! به اعضا هم باید خرده گرفت! چرا فشار بیشتری به انجمن برای افزایش مشارکت نمی‌آوردند؟ انجمن که فقط برای گرفتن سهمیه موبایل ارزان یا خانه یا کارت ورود به محدوده طرح ترافیک نبود که!

امروز انجمن صنفی را "لغو امتیاز" کردند، اما همه تقصیر متوجه وزارت کار نیست! بخشی به سبب نامفهوم بودن جدایی فعالیت سیاسی از روزنامه‌نگاری در ایران است. طرف مقابل دنبال بهانه‌جویی بوده و نقطه ضعف‌هایی هم وجود داشته. انجمنی که سال‌های سال است با بدبختی جلساتش را به حدنصاب می‌رساند، معلوم است که بحران مشروعیت دارد!

امیدوارم انجمن صنفی، واقعا صنفی شود و از نو فعال.

Labels: