یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Saturday, January 19, 2008
توسعه پایدار و محیط زیست ما
همایون خیری اگر درگیر پلنگ صورتی نباشد، خیلی خوب می‌تواند بگوید که ما در ایران چه بلایی سر محیط زیست و منابع طبیعی خودمان داریم می‌آوریم و کک کسی هم نمی‌گزد.

همایون! علی یارت!

Labels:

Friday, January 18, 2008
چرا به توسعه پایدار نمی‌‌اندیشیم؟
خیلی وقت بود در باره توسعه پایدار می‌خواستم بنویسم ولی ناپایداری مسائل سیاسی زودگذر مانع می‌شد.

دوستانی را می‌شناسم که سخن از توسعه پایدار می زده‌اند ولی در عمل مجری ناپایدارترین پروژه‌ها برای گذران زندگی بوده‌اند. انتظاری ندارم آنها این بحث را پی بگیرند.

اما، کسانی چون سید محمد مجابی و محمد درویش(که یک مطلب به او بدهکارم) و بر و بچه‌های محیط زیستی می‌توانند با آمار به مخاطبان بگویند که ما کجاییم و کجا می‌توانستیم باشیم؟

محمد مجابی می‌تواند بگوید که ماجرای "دولت سبز" چیست. می‌تواند به خوانندگان وبلاگستان بگوید که در سال میزان اتلاف منابع طبیعی‌مان فقط به خاطر ندانم‌کاری‌های رسمی چقدر است و سهم مردم ما در این وادی چیست؟

محمد درویش می‌تواند بگوید که اگر به خاطر سیاست‌های کلان، میزان فرسایش خاک کشور چقدر بوده و چقدر شده؟ تا کجا توانسته‌ایم مانع "بیابان‌زایی" باشیم و نقش خودمان در بیابان‌زدایی چیست؟

اینجا در کانادا، روند کلی مصرف انرژی و مواد اولیه به سمت "سبز" شدن پیش می‌رود. خیلی از شرکت‌ها که مصرف برق ۲۴ ساعته برای‌شان اهمیتی نداشت و چراغ‌های‌شان روشن بود، الان ۶-۸ ساعت از مصرف برق و حتی انرژی گرمایی‌شان کاسته‌اند. میزان مصرف کاغذ بسیار کمتر شده و به کمتر شدن هم میل می‌کند.

تازه کانادا کشور بسیار ثروتمندی است و جمعیت کمترش نسبت به دیگر کشورهای صنعتی فشار زیادی متوجه شهروندانش نمی‌کند.

این روزها اگر صفحات روزنامه‌ها را نگاه بیاندازی، کلی آگهی خودروهای کم مصرف می‌بینی. به عنوان مثال یکی از پرفروش‌ترین خودروهای امسال، هوندا سیویک مدل جدید است که سری هایبرید آنهم با قیمتی اندکی بالاتر به بازار آمده. حتی خودروهای لوکسی چون "لگزوس" سری‌های هایبرید خود را روانه بازار کرده‌اند. افزایش جهانی قیمت سوخت وا حتمال افزایش شدید قیمت بنزین در آینده نزدیک خیلی‌ها را نگران کرده است. آمار استفاده از سیستم نقلیه عمومی را جدیدا نگرفته‌ام، ولی بعضی از همکارانم که خیلی راحت با ماشین سر کار می‌آمدند، این روزها مشتری دائمی قطارهای بین شهری شده‌اند.

بسیاری از ما هنوز با پدیده بازیافت مشکل داریم. آیا می‌دانید کشورهای مختلف جه سیاستی برای جمع‌آوری "آّشغال" دارند؟ آیا یک جداسازی خیلی ساده نمی‌تواند به جای هزینه بر بودن، درآمدزا باشد و نهایتا به خدمات بیشتر شهری بیانجامد؟

اینقدر درگیر این سیاست‌های زودگذر شده‌ایم که یادمان می‌رود مملکت‌مان را باید برای دوره‌ای طولانی نگه داریم و به آیند‌گان بسپاریم.

ای دو صد لعنت بر حافظه کوتاه مدت جامعه عزیز خودمان.

Labels:

Thursday, January 17, 2008
ما ایرانیان وطن‌پرست
راستش من هیچگاه نتوانسته‌ام مفهوم وطن‌پرستی ایرانی را درک کنم. چرا؟ ندیده‌ام از منابع‌مان طوری استفاده کنیم که به خودمان و مملکت‌مان آسیب وارد نشود. به همین راحتی.

فکر می‌کنید منابع گاز فعلی ما کفاف مصرف جمعیت‌مان را نمی‌دهد؟ فکر می‌کنید از آب، هوا، زمین، نفت، آفتاب وهر چیز دیگر مملکت‌مان داریم درست استفاده می‌کنیم؟

فکر می‌کنید می‌‌دانیم داریم چه بر سر منابع‌مان می‌آوریم؟

هیچ توجیهی نمی‌بینم جز اینکه بخش عمده ساکنان ایران‌زمین، فقط می‌خواهند گلیم‌شان را از آب بیرون بکشند. می‌گویم ساکن ایران و نه شهروند، که شهروند، مفهوم خاص خود را دارد. شهروند، شهرنشینی است صاحب حق و حقوق، که البته در امور اجتماعی مشارکت می‌کند و وظایفی در قبال محیط زندگی‌اش دارد.

بحث بر سر این است که هر جای کار ما را که بگیری، جای دیگرش می‌لنگد. همیشه خیال می‌کنیم که صنعت جدید می‌آید و مشکلمان را حل می‌کند، بی‌آنکه زیرساخت‌ها را درست کنیم.

به عنوان مثال دقت کرده‌اید چقدر باید گاز مصرف شود تا خانه‌های "اوپن" ما گرم شود؟ مساحت خانه‌ها به خیال‌مان عامل برتری و ثروت ماست، ولی نمی‌دانیم چند برابر حد عادی و استاندارد باید انرژی صرف شود تا گرم شویم.

میزان آب مصرفی‌مان را که دیگر نگویید.

سال‌ها فریاد زده‌اند که خودروهای‌مان دارند بنزین زیادی مصرف می‌کنند. همین برادران عزیز اصلاح‌طلب که من تا ابد می‌گویم از اسلاح‌طلبی فقط اسمش را داشتند، وقتی بحث سازمان گسترش و تولیدات نا معقولش مطرح می‌شد، سکوت می‌کردند، هیچگاه گمان بردند که نیاز به اصلاح در همه زمینه‌ها داریم نه فقط ایجاد فضا برای ماندن‌شان در قدرت؟ کدام‌شان نگاه سبز داشتند؟ کدام‌شان دغدغه‌شان این بود که با اصلاح ساختار شهرسازی، مصرف انرژی تا حدی کاسته می‌شود و منابع‌مان برای آیندگان‌مان بیشتر می‌ماند و ثروت کشور افزون می‌شود؟

وقتی حرف از آب و منابع آن زده می‌شود، یادمان می رود که ایرانیان چیزی در حدود دو هزار سال پیش می دانستند که می‌توان آب سیل را مهار کرد و اندک اندک در زمین ذخیره. و می‌دانستند که می‌توان با قنات از سفره آب زیرزمینی به اندازه آب بگیرند. در قرن اخیر، چاه‌های عمیق و تلمبه‌ها، همراه با نگاه توسعه غیر پایدار، بلایی بر سر سفره‌های عظیم آب زیرزمینی‌مان آورد که بخش قابل توجهی از پتانسیل ذخیره‌سازی خود را از دست دادند. مثالش را می‌خواهید؟ رفسنجان. سیرجان و خیلی از نقاطی که بی‌رویه چاه عمیق زدند و عملا قنات‌ها را تعطیل کردند.

فکر می‌کنید وقتی آب موجود در فضای خالی میان ذرات خاک و سنگ برداشت شود، این فضا همانطوری باقی می‌ماند؟ فکر می‌کنید وزن لایه‌های بالایی زمین آرام آرام باعث فشرده شدن افق‌های پایین‌تر نمی‌شود؟ بسیاری از نقاط کشورمان در اثر همین مساله، ارتفاع اولیه خود را از دست داده‌اند. انگار زمین افت کرده باشد. مساله هم خیلی ساده است. هیچکس برای همان فضای خالی میان ذرات در زیر زمین ارزش قائل نیست، ولی وقتی دیگر فضایی نباشد، آبی نیست که استخراج شود. و باید چشم به راه پروژه‌های تامین آب مناطق مرکزی ایران بوسیله لوله‌کشی از کارون و زاینده‌رود باشیم.

ما ارزش منابع طبیعی‌مان‌ را نمی‌دانیم. هنوز نمی‌دانیم می‌توان منابع طبیعی را مدیریت کرد، آنوقت عین ابن‌الوقت‌ها می‌رویم سراغ هر چیزی که مد می‌شود.

اگر یک ذره از تبلیغاتی که صرف جا انداختن انرژی هسته‌ای شده، صرف آگاهی دادن به مردم در باب فواید و ضررهایش می‌شد، چه اشکالی داشت؟ نه، یادم رفت دارم در باره کجا صحبت می‌کنم...ببخشید، حافظه ضعیف این بدی‌ها را دارد دیگر.

Labels:

توسعه پایدار: سدسازی و گرم شدن زمین
چند روز پيش مطلبی می​خواندم درباره افزايش ميزان تبخير آب دریاچه سدهای چین بواسطه گرم شدن زمين. ماجرا نسبتا جالب است. اگر اندکی اين موضوع را جستجو کنيد، به نتايج جالب​تری خواهيد رسيد. ۵۲۰۰۰ سد آبی ساخته شده به دست بشر، به اندازه ۴ درصد در گرم شدن زمين بوسيله انسان سهم دارد. تا الان نمی​دانستم که سدهای بزرگ، چيزی در حدود ۱۱۵ ميليون تن گاز متان به جو زمين اضافه می​کنند! به عبارت بهتر تاثير منفی سدها در افزايش گازهای گل​خانه​ای را هم بايد به امتيازهای منفی اين سازه​های نسبتا عزيز اضافه کرد.

و مساله ديگر اينکه سدهايی که در مناطق حاره و گرم زمين ساخته شده​اند، تاثير بيشتری می​توانند در گرم شدن زمين داشته باشند. البته میزان متان تولید شده می​تواند وابسته به عوامل مختلفی باشد از جمله مواد آلی که از طریق رودخانه​ها به درون دریاچه سد وارد می​شود. به همین دلیل هم سدهای هندوستان و برزیل جزو متهمان اصلی محسوب می​شوند.

و اما به مملکت خودمان برگرديم. بر اساس آمار، ميزان تبخير سدهای ايران کم نيست. افزايش گرمای زمين بدون ترديد باعث سبب​ساز تبخير بيشتر آب پشت سد​های ايران می​شود. حالا دو تا پيشنهاد ناقابل: يکی اينکه ميزان تبخير همه سدهای بزرگ ايران گزارش شود، و دوم، برادران عزيز، برآوردی از گاز متان آزاد شده از سدهای ايران را گزارش دهند.

جماعت متخصص بهره​وری هم ببينند با توجه به دزدی​های کلانی که برای ساخت هر سد، بخش عمده​ای از بودجه مملکت را "غيب" می​کند، ميزان منفعت اين سدها نسبت به ضررشان چقدر است؟

مساله ديگر اينکه آيا هنوز برادران مهندس مشاور و همکاران وزارت نيرو معتقدند که ذخيره کردن آب در زير زمين، همراه با مديريت سفره​های آب زيرزمينی کاری بيهوده است؟ و بررسی کنند که اگر بتوان در محدوده​هايی پر از رسوب دانه درشت حاشيه کوهستان​های ايران، همان مخروط​های افکنه خودمان، آب ذخيره کرد، ايران در پنجاه سال آينده تشنه خواهد ماند يا نه؟

ماجرا ساده است. آمار نشان می​دهد که به دليل ذات خراب​مان، هر فناوری خارجی وارداتی را به نحوی به گند می​کشيم. کار به دموکراسی ندارم که چه بلايی سرش آورديم و کرديمش مردمسالاری دينی تقلبی. تقلب، نبود وجدان، بی​دقتی و بقيه را هم چاشنی​اش کنيد. می گوييد نه، برويد پيکان مدل سال ۱۳۴۷ را با آخرين سری​های توليد شده پيکان مقايسه کنيد. پژو ۴۰۵ اصل را با ساخته شده در ايران قياس کنيد. يک جای کار مطمئنا می​لنگد! البته وقتی نقش دولت و نهادهای حکومتی را این وسط ببینیم، می​توانیم حدس بزنیم عامل خیر کجاست.

شاید اگر بخش خصوصی می​خواست با دولت رقابت کند، مجبور می​شد کیفیت را بالاتر ببرد. اما تا وقتی که رقابت آزاد وجود نداشته باشد، بنجل​سازی هم در بخش نسبتا خصوصی که عملا وابسته به تصمیم​گیری دولت و دولتیان است، سودآور خواهد بود.

سد و انرژی هیدروالکتریک

بسیاری توجیه می​کنند که سدها به ما برق می​دهند. لعنت بر نفی کننده​ها! اما نمی​توان از دیگر منابع انرژی کسب کرد؟ مگر انرژی هسته​ای چه اشکالی دارد؟ نکته مثبتش تولید کمتر گازهای گرم​کننده زمین است، ولی این همه ماجرا نیست. مثلا می​دانستید که غنی​سازی اورانیوم در آمریکا عاملی برای تولید ۹۳ درصد گازهای C.F.C. این کشور است؟ رآکتورها ظاهرا گازهای گلخانه​ای تولید نمی​کنند، اما معمولا کسی به مراحل طی شده برای استخراج اورانیوم و غنی​سازی آن که عامل مهمی در تولی این گازهاست اشاره نمی​کند.

با زباله​های هسته ای چه می​خواهید بکنید؟ مساله این است که با سابقه تاریخی عدم مسوولیت مجریان، می​توان منتظر آسیب​های فراوانی بود. شک ندارم که با روش ايرانی و دخالت دولتي، انرژی اتمی را با هزينه زياد و تلفات بسيار به دست خواهيم آورد.

الان به هر وسیله​ای دارند برای این ماجرا بازاریابی و تبلیغات می​کنند. هم این طرف دنیا هم آن طرف. اما مساله​ای که نهایتا گریبان همه را خواهد گرفت، عدم توجه به توسعه پایدار است. مهم آن است که فعاليت​های بشر، پايداری محيط زيست را از بين نبرد.

----

اضافات:

بعضی از لینک‌ها ظاهرا قابل مشاهده نبوده‌اند. لطفا اینها را امتحان کنید:

Scientists link world's big dams to methane and global warming

Hydroelectric power's dirty secret revealed

Is Nuclear Power The Solution to Global Warming?

Labels: