یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Monday, January 05, 2009
بالاخره شر مصطفوی کم شد
من از مصطفوی بدم می‌آید.

به هزار و یک دلیل.

هیچگاه به نظرم آدم سالمی نیامده، و وقتی در ایران بودم هزار و یک حرف و حدیث از روابط مالی عجیب و غریب او شنیده‌ام که می‌شود گفت قابل اثبات نبوده‌اند، لا اقل در مطبوعات.

باید خبرنگاری سمج پیدا شود و روابط مصطفوی در گمرک را واکاوی کند. 

معروف بود که همیشه همه چیز را با پول حل می‌کند. باید دید تعداد قالیچه‌هایی که برای مقامات کنفدراسیون فوتبال آسیا و یا فیفا فرستاده چند تخته بوده است. اصولا ما باید چند تخته‌مان کم باشد که همه چیز را بدست این موجود بدهیم.

وقتی به پرسپولیس آمد، تقریبا بی‌خیال تیم محبوبم شدم.

وقتی افشین قطبی مجبور شد از ایران برود، می‌دانستم کار کردنش با مصطفوی به راحتی نخواهد بود.

تیم پارسال را با تیم امسال مقایسه کنید. شاید ستاره‌هایی به آن اضافه شده باشد، اما چه تاثیری را دارید می‌بینید، به جز باخت‌های پیاپی؟

با بی‌رحمی دوست دارم اینطور فکر کنم که مصطفوی و امثال او سرطان‌هایی هستند که در محیط فاسد دولتی و سیاسی و ورزش ایران امکان رشد پیدا می‌کنند.

---

سال‌ها پیش یکی از بچه‌های ورزشی مطبوعات می‌گفت که وزارت اطلاعات هر وقت یکی بیش از اندازه رشد می‌کند، او را نشانه می‌گیرند و به یک ترتیب خرابش می‌کنند. پرونده علی پروین را مثال می‌زد که رسما ۵ سال در دهه هفتاد خفه‌اش کردند.

اگر هم خاطرتان باشد، بعد از محو پروین سر وکله عابدینی پیدا شد که بعضی از ورزشی‌نویسان می گفتند روابط بسیار خوبی با جماعت خاکستری داشته است.

 شاید بشود گفت وقتی افشین قطبی پرسپولیس را قهرمان ایران کرد، ناخواسته در تیررس جماعت قرار گرفت. به نظر من استرس روزهای آخر قطبی هم بی دلیل نبوده است.

قطبی بهترین مربی موجود نیست، اما توانست یک تیم نسبتا خوب بسازد. آنهم در اولین تجربه جدی سرمربی‌گری‌اش.

باید دید انصاریفرد که قبلا باشگاه را اداره کرده چه کاری می‌تواند بکند.

Labels:

Sunday, May 18, 2008
کرکری
واقعا لذتی بالاتر از کری خواندن وجود دارد؟

با دو سه تا از بروبچه‌ها، بصورت آنلاین کری داشته ام. برتری آنها مکانی است، یعنی ساکن ایران هستند و شرایط را فارغ از آنچه در فضای مجازی می‌آید لمس می‌کنند. خب خبرنگار ورزشی هستند!

اما برتری من بابت پیشبینی نسبتا ابلهانه‌ام بود! معلوم بود که استقلال امسال هیچکاره است، اما مگر یکی از رفقای ما توی کتش می‌رفت؟

آن یکی می‌گفت امسال سپاهان پوز پرسپولیس را کش خواهد آورد! خدایی‌اش این سپاهان امسال بدجوری همه ما کلاه‌قرمزی‌ها را اذیت کرده بود!

چیزی که امسال خیلی به دلم نشست، شخصیت قطبی بود. مایلی‌کهن وقتی شروع کرد به گیر دادن و درست کردن پرونده برای مربی جدید معلوم بود جماعت برای سفید کردن موهای مربی پرسپولیس فعال شده‌اند. افشین بعد از این همه سال زندگی خارج از ایران یادش رفته بود نقش دروغ و خدعه و ریا در ایران جقدر مهم است. مجبور شد انواعش را تحمل کند.

خلاصه‌اش از دیروز تاحالا با آین رفقای چت نکرده‌ام، اما می دانم احتمالا دچار سوزش شدید در بخش پسین شده‌اند. اگر تهران بودم، می‌بردم‌شان پیتزا پنتری ۲، اول ویلا! یک خوراک مکزیکی به خوردشان می‌دادم به روز رسوایی! تا چند روز آتش می‌گرفتنذ!

راستی، اگر بچه‌های همشهری این پست را می‌خوانند، سلام شدید مرا به حیدری و قلیچ‌خانی و علی شاکری برسانند با این قهرمانی پرسپولیس! کاردشان بزنی، خون‌شان در نمی‌آید!

در ضمن، پیروزی اینتر میلان را به آبی‌پوش‌های ایتالیایی و طرفداران‌شان در تورنتو تبریک عرض می‌شود!

Labels:

Saturday, May 17, 2008
کیف وقت اضافه
راستش اصلا زدن گل در وقت اضافه به دل آدم نمی‌چسبد! اما آیا اصفهانی‌ها وقت کشی کردند یا نه؟ اگر کردند، حق‌شان است!

البته این وقت اضافه هم در تاریخ پرسپولیس بی‌سابقه نیست! سال ۶۲ در بازی با هما، حمید علیدوستی دروازه بهروز سلطانی را باز کرد. پرسپولیس هر چه زد، به در بسته خورد. گمانم حمید سجادی آن روز بازی می‌کرد(شاید هم جلال بشرزاد). داور، بهمن بهلولی بود. نیمه دوم باز هم خبری نشد تا اینکه در دقیقه ۹۲ ، علی پروین از کنار نیمه زمین، با شوتی زمینی، دروازه هما را فرو ریخت.

گل زیبا بود، ولی معلوم بود که بهلولی به قرمزها لطف کرده. بازی یک-یک شد.

این وقت اضافه هم البته اعصاب خرد می‌کند. بازی استرالیا را یادتان می‌آید؟

از نظر من پرسپولیسی که ۶ امتیازش را از قبل دزدیده بودند، قهرمان بود. هر چقدر هم آبی‌های رده ۱۳ یا زردپوش‌ها داد و فریاد کنند، خودشان می دانند که امسال پرسپولیس بیشتر از آنها امتیاز کسب کرده بود.

خلاصه، کیف همه‌تان کوک!

Labels:

قرمزته شدیدا
ای اهالی فتیله‌پیچ خوشحال از کسر ۶ امتیاز پرسپولیس! دماغتون در اومد؟ اینه!

دلم برای تمام کری‌هایی که در روزنامه همشهری با جهانگیری کوثری و نوچه‌های محترمش می‌خواندیم تنگ شده. آقا جهان هم که این روزها تمام تلاشش را برای درست کردن اختلاف در پرسپولیس با گنده کردن حمید استیلی انجام داده بود، و الان حسابی جان می‌دهد برای تماشای آن صورت عصبانی سرخ شده‌اش که باید برای نمای تلویزیونی گریمش کنند!

آقا جهان، مخلصیم!

یاد پژمان راهبر قالتاق دوست داشتنی هم بخیر، آن روزهایی که در جهان فوتبال کلی حال می‌کردیم.

الان اینقدر کبکم خروس می‌خواند که نگو و نپرس!ٓ

فقط، دم قطبی گرم که تیم چندپاره‌ای را تبدیل به آتش پاره کرد!

اصفهانی‌ها هم دمشان گرم که آن روی پرسپولیس را بالا آوردند!

حالا ببینیم چه بامبولی درست می‌کنند برای کم کردن امتیازهای بعددی قهرمان؟

خلاصه بگم، قرمزته!ٓ!!

Labels:

کاش پرسپولیس امروز ببرد
من سال‌هاست فوتبال ایران را درست و حسابی دنبال نکرده‌ام، اما گمانم امسال پرسپولیس باشعورترین دوره‌اش در سال‌های را در این فصل سپری کرده.

بازی‌های دوره دنیزلی را کم و بیش دیده‌ام، ولی این فصل قطبی کارش خیلی درست بوده.

الان نتیجه یک-یک است، اما ای کاش پرسپولیس که ۶ امتیازش را دزدیده‌اند، قهرمان شود.

Labels:

Sunday, October 14, 2007
این هم شد بازی؟
به این میگن پررویی کامل! من فقط ازطریق اینترنت خبر بازی امروز را دنبال کرده‌ام. مطمئن هم هستم استقلال بازی خوبی کرده و اندکی قرمزها را آزرده.

ولی چه کنم که همین الان ناخواسته پیراهن ورزشی قرمزم را تن کرده‌ام! این کاملا ناخودآگاه بود!

خلاصه دلم می‌خواست قرمز برنده شود ولی حیف...نشد که نشد!

Labels:

Saturday, September 15, 2007
کرکری با جوجه‌های "آبی"
ای جزاقله(جمع مزخرف جزقلی):

آنوقت که ما سیر تا پیاز تنها دو نشریه ورزشی موجود را در سال‌های ۶۰ بالا و پایین می‌کردیم و در دبیرستان، زیر شیروانی دبیرستان، کتابخانه تخصصی فوتبال راه انداخته بودیم، شما حتی به دنیا نیامده بودید که بدانید سیب زمینی درستش است نه دیب دمینی...

آن وقت که غلام فتح‌آبادی گل می‌زد به استقلال و محمد صالحی، داور طرفدار آبی‌ها الکی آفساید می‌گرفت، شماها کجا بودید؟

آن وقت که بهروز سلطانی آن گل نامردی را از پرویز مظلومی خورد، پدرتان به خوستگاری مادرتان رفته بود اصلا؟

آن سال‌ها که وحدی قلیچ خون به دل‌مان می‌کرد با آن دروازه‌بانی‌اش، کدام مهد کودک شما را پذیرفته بود؟

آنوقت که در سال ۱۳۶۵، در نیمه نهایی جام باشگاه‌ها، شاهرخ بیانی و ناصر محمد‌خانی خدمت‌ ناصرخان رسیدند، رنگ آبی جماعت "سبز" شد...ترکیب آبی و زرد دیگر...

آن سال‌ها که مجتبی محرمی و کرمانی‌مقدم همینطوری پشت سر هم لایی می‌زدند به ناز‌نازی‌های تیم‌تان، شما می‌دانستید فرق والیبال و بسکتبال با فوتبال چیست؟

آن سال‌ها که ما با جماعت ورزشی نویس روزنامه همشهری "کری" داشتیم و حال استقلالی‌ها را می‌گرفتیم، از حیدری و قلیچ‌خانی گرفته تا با متلک‌های محترمانه به جهانگیر کوثری، شما حداکثر توی خانه فامیل‌های‌تان پای تلویزیون خدا خدا می‌کردید داور پنالتی بگیرد به نفع تیم‌تان...

وقتی اولین روزنامه فوتبالی مملکت راه افتاد، احتمالا عمه شما کاریکاتوریستش بود...نه؟

شما فرق قیمت بلیط قسمت‌های مختلف ورزشگاه آزادی را نمی‌دانستید، ما جایگاه با بچه‌های خبرنگار کری خودمان را داشتیم...

هنوز فرق ۴-۳-۳ و ۴-۴-۲ و ۳-۵-۲ و ...را نمی‌دانستید و ...

داداش! مالاسیدی!

زالاسیدی!

ای آبی‌های جزقلی! همان در حد قلعه‌نوعی هستید!

قرمزته، اساسی!

توضیه تکمیلی:

از شوخی گذشته، من تیم استقلال را دوست دارم. معمولا بچه‌های آبی با‌کلاس‌تر از لات و لوت‌های قرمز هستند.استقلال تیم پر افتخار ایران در مسابقات آسیایی است و ...

ولی چه کنیم که کلاس بازیکنانی که از پرسپولیس رفتند اروپا چیز دیگری است!

Labels:

Thursday, August 30, 2007
شدیدا قرمزته
حالا چشم نزنیم این افشین قطبی را، ولی توانسته تیم کم ستاره پرسپولیس را تکانی بدهد که نگو!

من فقط گل‌های بازی را دیدم، ولی اگر پرسپولیس دارد واقعا تیم می‌شود، باید به قطبی آفرین گفت!

در ضمن شنیده‌ام شیرازی است! ممکن است درست هم باشد! شیرازی‌های اگر به موقع از شهر خارج شوند، تنبل نمی‌شوند!

خلاصه قرمزته!

Labels:

Sunday, May 27, 2007
در ضمن...
پرسپولیس صدر نشین شد...قابل توجه استقلالی‌های چند آتشه.

اگر سایپا هم قهرمان شود، باز هم خوشحال خواهم بود! استقلال برود ...

Labels: