یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Wednesday, July 18, 2007
صحبت​های جذاب شاه​داماد
راستش وقتی کامنت شاه​داماد را خواندم، به دلم نشست و صداقتش تحت تاثيرم قرار داد. به عبارتی آبی بود بر آتش. هرچند ممکن است کسی بخواهد از ماجرا برای خودش کلاه​گيسی درست کندو کلاهی بدوزد، که البته حق هم دارد، اما چون حال و حوصله و وقت دعواهای وبلاگی را ندارم، فقط به کامنت شاه​داماد اشاره می​کنم.

" ... باور كنيد تا همين چند روز پيش كه در يكي از فروم‌ها در انترنت خواندم كه شما 10 سال پيش چنين ايده‌اي را پياده كرده‌ايد، نمي‌دانستم كه اصل متن كارت ما متعلق به كارت عروسي شما بوده و جناب نبوي زحمت نگارشش را كشيده. باور بكنيد يا نه، ايده از خودمان بود و اينكه ايده‌اي تكراري به ذهنمان رسيده شايد ناشي از ناخودآگاه جمعي باشد، ولي قبول كنيد ممكن است كسي قبل تر از شما هم اين ايده را داشته و شايد اجرا هم كرده باشد و از همين بابت من ضمن احترام به شما و ارزش كارتان كه 10 سال پيش در فضايي متفاوت از امروز چنين ايده‌ي جالبي به نظرتان رسيده، ولي از بابت ايده‌ي اين كارت حق كپي‌رايت نمي‌پردازم! چون واقعا ايده را در فضايي ايزوله (بي‌خبر از ديگراني كه چند سالي پس از شما ايده‌ي شما را دنبال كردند) به دست آورديم و كلي هم ذوق فرموديم و اصلا و ابدا ايده‌ي آن را از جايي يا كسي جز ذهن خودمان تراوش نفرموديم! اگر ايده‌ي اوليه متعلق به شما هم بوده باشد، بابت آن به شما تبريك مي‌گويم و اميدوارم اين تكرار را صرف تقليد يا دزدي نگيريد..."

"... در مورد متن كارت هم از آنجا كه اين متن و متني بسيار شبيه تر به متن شما را حداقل در يك كارت ديگر ديده بوديم و گمان مي‌كرديم كه متن كارت واقعا از زمان قاجار اقتباس شده و در طي گذر از چند عروسي و چن كارت ذره ذره تبديل به متن فعلي شده (چون صاحب كارتي كه متن را از روي آن اقتباس كرديم هم نمي‌دانست متن متعلق به كيست) بنابراين هرگز تصور نمي‌كرديم كه ماجرا از اين قرار باشد و فكر كرديم شايد اين متن هم از همان باب متوني باشد كه متعلق به فرهنگ عمومي شده و صاحب اصلي آن را نمي‌توان يافت. اگر هم مي‌شد يافت، ما در شرايطي نبوديم كه بيابيم. ولي بهرحال از آنجا كه وقتي متني را به شما مي‌دهند و مي‌گويند اين متن مد شده و ملت در كارت‌هاي سبك قاجاري‌شان اين متن را چاپ مي‌كنند، لابد حق مي‌دهيد كه ما ندانيم اين متن را جناب نبوي براي كارت عروسي نيك آهنگ كوثر نوشته. بابت اين عدم آگاهي واقعا عذر مي‌خواهيم، عمدي در كار نبوده..."

Labels:

Friday, July 13, 2007
و اما طراحی کارت حضرت بنی‌اسدی از برای توکانیستانی

کلی حال کردم وقتی هنر بنی‌اسدی را دیدم، و البته توضیح توکا هم جالب بود. این اولین بار بود که این کارت را می‌دیدم و البته گمانم نشنیده بودم از توکا در باب عروسی‌اش و کارت‌اش.

اما نکته اصلی اینکه منطق کارت من و اثر اهدایی بنی‌اسدی از نظر طراحی و سبک یکی نیست، دوم اینکه شباهت میان کارت من و کارت فرزند شریفی‌نیا قابل مقایسه با مورد مربوط به طراحی بنی‌اسدی و نوشته فرهاد نیست.

مته به خشخاش گذاشتن هم سر این است که وقتی از کشور خارج می‌شوی، خیلی راحت می‌آیند کاری را که به هر حال خلق تو است را می دزدند و به اسم خودشان ثبت می‌کنند.

وقتی رفتم برای این کارت پاکت بگیرم، فروشنده پاکت در بهارستان از من خواهش کرد نمونه‌اش را داشته باشد. از همان طریق چند باری سفارش کار گرفتم. بارها هم برای دوستانم کارت عروسی‌شان را طراحی کردم.

و اما مساله این است که کارت مرا را سیف‌اله صمدیان تصویر آبادی داشت. سیف‌اله که قدیم ندیم‌ها سر مالکیت معنوی هزار تا داد و بیداد مى‌کرد، چرا یکهو آلزایمر گرفت و یادش رفت؟

Labels:

Wednesday, July 11, 2007
و اما ماجرای کارت عروسی خاندان شریفی‌نیا
این یکی البته کارت عروسی ماست!

شنیدم مجله تصویر در باب ابتکار کارت عروسی خاندان شریفی‌نیا عرایضی نوشته و روزنامه دیگری نیز هم.

رفقا و دوستان آنلاین هم گفتند کارت "دزدی" شریفی‌نیا را دیده‌ای؟ ما هم گفتیم "نه"!

دوستی برایم فایل‌اش فرستاد که اندکی خنده‌ام گرفت. خنده‌ام هم بابت هوش و ذکاوت ناشر ماهنامه تصویر بود که کارت عروسی ما را داشت، و ماجرایش را هم می‌دانست که چیست.

البته باید عنوان کنم که آن کارت عروسی ده سال پیش ما با لطف داور نبوی که متن‌اش را نوشت، پدرزن گرامی که متن را تصحیح کرد، خطاط خوش دوقی که نگاشتش و کاریکاتور که خودم کشیدم و بچه‌های خوب حوزه هنری که چاپش کردند پدید آمد.

به هر حال کارت جدید خاندان شریفی‌نیا و شرکا از نظر من یکی اصیل نیست، و اینکه سیف‌اله صمدیان به روی خودش نیاورده لابد از کم‌رویی‌اش است!

Labels: