یادداشت‌های نیک آهنگ
انتشار مطالب اين وبلاگ در کيهان و رسانه​های مشابه، حرام است
Tuesday, June 16, 2009
اگر مطلبی دارید و وبلاگتان منتشر نمی‌شود
بعضی از سرویس‌های وبلاگی فارسی این روزها کار نمی‌کنند.

لطفا مطالبی که جنبه گزارش دارند را برایم بفرستید تا بیات نشود.

ارادت


Labels:

Sunday, March 22, 2009
اتفاقات بامزه
آنهایی که "فیدباز" هستند و حواسشان به آمار فید وبلاگ‌هایشان بوده متوجه تغییری عجیب در روزهای گذشته نشده‌اند؟

همینطور در میزان بازدید کننده؟

بخشی به تعطیلات عید مربوط است، اما همه اجرا نیست. من نسبت تغییرات سال‌های قبل را نگاهی کردم و دیدم امسال اختلاف بیشتر از حد بوده است. یعنی ناگهان کم شد و بعد یکهو برگشت سرجایش، با حد اکثر ۲-۳ در صد تغییر.


Labels:

Saturday, February 21, 2009
بازگشت کامنت‌دونی
آدم باید مرض داشته باشد که بزند همه وبلاگش را گند بزند و بعد کلی وقت صرف کند تا دوباره سر و سامان گیرد.

هر چه بود، نسبتا بخیر گذشت و فردا، پس‌فردا الباقی را درست می‌کنم...

شرمنده

Labels:

Saturday, September 13, 2008
اندر توجیهات بودن
به سلامتی وبلاگستان فارسی هفت ساله شد.

هر کدام از ما دلیلی برای بودن یا ماندن و حتی نماندن داشته ایم. خیلی از وبلاگ‌نویسان اولیه زود رفتند و حتی نخواستند پشت سرشان را نگاه کنند. خیلی‌ها هم چراغ خاموش آمدند و هر ازگاهی می شد اثری از ایشان دید...

من دیرتر از خیلی‌ها آمدم. آمدنم هم برای این بود که دوست داشتم خاطراتم را بنویسم، هرچند بی‌ارزش باشد. از ۳۰ بازدید کننده هفتگی شروع شد تا چند هزار بازدید کننده روزانه و دارنده فید...

احساسم این است که باید بنویسم، چون بدهکارم. نمی‌دانم چرا چنین احساسی دارم، ولی گاهی مثل خوره به جانم می‌افتد تا بنویسم.

وبلاگ برای من وسیله ارتباط بوده. با دوستان و خانواده‌ام در ایران که ممکن است حتی دیدگاه‌های‌مان ۱۸۰ درجه اختلاف داشته باشد. 

وبلاگ برای من وسیله‌ای بوده برای دوباره نگاه کردن به مسائل قدیمی. من هنوز دستم را می‌گزم بابت جبهه‌گیری به نفع اصلاح‌طلبان. نه اینکه آنها بد باشند. نه! روزنامه‌نگار نباید طرفدار کسی شود! اگر هم شد، نباید تبدیل به ابزار پروپاگاندای جماعت شود. 

وبلاگ برای من وسیله‌ای بوده برای گزیدن. البته دوست ندارم دیگر گزنده بنویسم، اما گاهی وقتی دوستان شروع می‌کنند به ماله‌کشی فرصت‌سوزی‌ها و طلبکارانه ادعای دموکراسی‌خواهی می‌کنند، نمی‌توانم "غر" نزنم.

وبلاگ جای هدایت و راه حل دادن نیست! وبلاگ جای مکالمه است. جای همفکری است. جای هم‌اندیشی است. اگر انتظار داری از این وبلاگ راه حلی بیرون بیاید، وقتت را تلف کرده‌ای جوان!

شاید ما کارتونیست‌ها بیشتر عیب‌ها ر می‌بینیم تا خوبی‌ها را، و خیلی از دوستان از این نگاه ما خوششان نیاید. طبیعی است. شما عاشق چهره و بیان فلان سیاستمدار می‌شوید، و نمی‌توانید کوتاهی‌ها و بی‌مسوولیتی‌ها و خطاهایش را ببینید و بشنوید. تا وقتی مثل عشاق چشم و گوش بسته‌اید، خب من هم غر می‌زنم تا صدایتا در بیاید...آن وقت است که با هم بحث می‌کنیم!

وبلاگ برای من جایی است که هویتم را بسنجم. من مطمئنا آن آدم نسبتا مسلمان کور ۵ سال پیش نیستم. مطمئنا ۵ سال دیگر هم تغییر خواهم کرد. نمی‌دانم این کانادا چه خاصیتی دارد، ولی بعضی‌ها نابینیایی‌شان تشدید می‌شود، بعضی تازه روشن‌تر می‌بینند. بعضی از هسته‌های ترور القاعده ریشه کانادایی داشته‌اند. 

 بعضی توانایی‌هایم  حرفه ای‌ام کم  و برخی بیشتر شده. زندگی در غربت آسان نبوده. زحمت بسیاری کشیده‌ام و کسانی حق زیادی گردنم داشته‌اند. دوست دارم از تجربیات و خفت‌های مهاجرت بنویسم.

دوست دارم از چیزهایی بنویسم که دوست داشتم شما هم نصیب‌تان می‌شد. یک فیلم خوب، یک آهنگ دلپذیر، یک غدای دلچسب، یک فیلم.

دوست دارم تکلف را از خودم دور کنم. گاه موفقم و گاه نا موفق.

انتظار ما از وبلاگ و وبلاگستان یکسان نبوده است. به تعداد وبلاگ‌نویسان، برداشت وجود دارد. هر چه هست، خوشحالم که هست.

Labels:

Wednesday, July 02, 2008
مجازات وبلاگ‌‌ها و وبلاگ‌نویسان تشویشگر
طرح مجازات اعدام برای اخلالگران امنیت روانی

این خبر را خوانده‌اید؟ شاهکار است.

به دلیل نامفهوم بودن و تفسیر پذیری بیش از حد قوانین در ایران، "مجازات اعدام  شامل حال دایر کنندگان وبلاگ‌ها و وبسایت‌های پورنوگرافی و همچنین آنهایی که "مروج الحاد" تشخیص داده شوند خواهد شد."

به عبارت بهتر، تا چند وقت دیگر انتقاد از سخنان نورانی مقام‌های ایران نیز می‌تواند گسترش الحاد تلقی شود.

همچنین باید نگران بود که انتقاد از تصمیم‌گیری‌ها در ایران، تشویش اذهان عمومی باشد، که البته چنین هم قلمداد شده.

Labels:

Thursday, June 12, 2008
Impress or Communicate
سال پیش وقتی درگیر درس و مشق بودم، دو تا از استادان به نکته‌ای اشاره کردند که برایم آموزنده بود.

Communicate, don't Impress

می‌گفتند استفاده از ادبیات و فخرفروشی به خواننده، سطح کار را به جای آنکه بالا ببرد، محدود و در نهایت پایین خواهد آورد، چون رسانه، هدفش ارتباط و گسترده با مخاطب است. منت گذاشتن سر مخاطبان، نشان از ضعف ارتباط دارد.

ماجرا ساده است. در رسانه‌های نوین، راه تاثیرگذاری، برقراری ارتباط است نه مدهوش کردن مخاطب با فخرفروشی.

وبلاگ به عنوان یک پدیده جدید، راهی برای ارتباط بیشتر پیدا کرده است. خودت باش.

ممکن است من و شما به این و آن گیر بدهیم که چرا چنین هستند و چنان، اما بزرگ‌ترین بهره‌ای که از وبلاگ‌های‌شان برده‌ایم این است که داریم با "خود واقعی"شان ارتباط برقرار می‌کنیم.

حتی وقتی کسی یا کسانی، وبلاگ و وبلاگ‌نویسی را وسیله مناسبی برای فریب مخاطبان مورد استفاده قرار داده‌اند و می‌دهند، دارند به نحوی "خود واقعی"شان را نمایان می‌کنند، اما تشخیصش اندکی سخت می‌شود. مگر آنکه به خوبی خط و ربطشان را دنبال کرده باشیم.

شاید قشنگی خیلی از پست‌های وبلاگی، به عدم تلکف باشد. آنکه تکلف توی خونش است، وبلاگ را وسیله‌ای می‌بیند برای تکرار و نمایاندن تکلف. 

همه ما مشکلات شخصیتی خودمان را داریم. هیچ کسی نمی‌تواند ۱۰۰ در صد خالی از تکلف باشد، و هرکدام در جایی این گیر شخصی را لو داده‌ایم. اما آیا می‌توان راحت و آسوده نوشت، بی تکلف؟ گمانم ذات وبلاگ‌نویسی همین باشد.


Labels:

Saturday, March 15, 2008
یک روز بدون بلاگ‌سپات
امروز این وبلاگ عزیز به هم ریخته بود و مجبور شدم موقتا به نقطه‌ای دیگر نقل مکان کنم.

امروز واقعا وقت سرخاراندن هم نداشتم. صبح که باید کار رادیو را انجام می‌دادم، بعدش هم کاریکاتور بود و بعد از ظهر هم در دانشگاه یورک سخنران بودم.

جای شما خالی، کلی خندیدیم. بحث مهمانان برنامه در موردد مشکلات مهآجرت برای هنرمندان ایرانی بود. من هم هنرمند نیستم ولی آن وسط بر خورده بودم.

یک مهمان عزیز از ژاپن آمده بود و پسر عموی بزرگوارش که کلی هم با آنان خندیدیم!

ولی هر از گاهی که اثر خنده از کله‌ام می‌پرید، یاد وبلاگ می افتادم و کباب می‌شدم.

الان با نا‌امیدی آمدم و دیدم درست شده.

مجددا سلام!

Labels:

Saturday, November 10, 2007
بازگشت به خویشتن
وبلاگ نویسی برای این نبود که هویت‌مان را از دست بدهیم و تبدیل شویم به سگ‌های هاری که فقط دنبال پاچه گرفتن باشیم و واق‌واق کنیم. قرار بود دیدگاه‌های‌مان را آزادانه بیاوریم روی مانیتور یکدیگر و از هم یاد بگیریم.

وبلاگ‌نویسی برای این نبود که موجودی دیگر بشویم. نگاه کنید! خیلی از ما، از جمله خودم تبدیل به هیولاهای کوچکی شدیم که از آن‌ها متنفر بودیم.

وبلاگ ابزار است! ولی انگار مثل "ماتریکس"، ما جزئی از آن شدیم، نفس‌مان را گرفت. اختیارمان را هم.

Labels:

Monday, September 10, 2007
باز هم وبلاگ‌نویسی
بله...

وبلاگ‌نویسی ایرانی ۶ ساله شد.

من از ۲۰۰۴ دارم می‌نویسم و به عبارتی وبلاگم دیر به دنیا آمد.

از این کار، اگر اسمش را کار بگذاری، لذت می‌برم. اگر چیزی در زندگی برایم لذت‌بخش باشد، انجامش می‌دهم. وظیفه هم اگر لذت‌بخش نشود که می‌توان ادامه‌اش داد...مانده‌ام وبلاگ‌نویسی من کار بوده، لذت بوده یا وظیفه، یا هیچکدام؟

الان دارم موزیک متن فیلم "زندگی بدون توازن" که کار فیلیپ گلس است را گوش می‌دهم. نمی‌دانید چه حالی می‌دهد.

وبلاگ‌نویسی باعث شد زندگی من در دوره‌ای بدون توازن شود، و در دوره‌ای به آن توازن داد.

فکر می‌کنید در دوران کشنده غربت و تنهایی چه چیزی می‌تواند آدم را مشغول کند و امیدوار نگاه دارد؟ پات، آبجو، سیگار، بار، پارتی...هیچکدام!

ارتباطی که با وبلاگ با مخاطبان می‌گرفتم، وبلاگ‌هایی که می‌خواندم، خاطرات و تجربیات مردم را که حس می‌کردم با تمام وجود، همدردی با نویسنده‌هایی که شرایط مشابهی را گذرانده بودند...

می‌خواهم بالاخره تنبلی را کنار بگذارم و برای یک سالگی زمانه چیزی بنویسم...

رادیوی وبلا‌نویس‌ها...

Labels:

Wednesday, February 28, 2007
يک وبلاگ خوب!
وبلاگ ف.م.سخن را هميشه می​خوانم، فقط حيفم می​آيد نوشته​ايش را بايد جای ديگری جستجو کنی!

Labels:

Sunday, February 11, 2007
لینک‌ها اندک اندک درست می‌شوند
بعد از به هم خوردن سیستم بلاگ‌سپات، فرصت نکرده بودم لینک‌های قدیم را از نو درست کنم. حالا یواش یواش برشان می‌گردانم سر جای خودشان. وقتی هم آدرس نهایی وبلاگم را دیدید، احتمالا آنجا صفحه مجزایی برای همه کسانی که به این وبلاگ لینک داده‌اند اضافه خواهد شد.

به هر حال از دوستان عزیز و دل‌نازک از جمله کورش ضیابری که اصلا آسوده نمی‌خوابد معذرت می‌خواهم.

Labels: